
جلسه ۷۰۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/4/1431
جلسه ۷۰۳
2جان همه روز لگد کوب خیال *** از زیان و سود و از خوف زوال نی صفا میمانندش نی لطف و فر *** نی به سوی آسمان راه سفر دیگر در این جا نمیتواند شكل پیدا كند زیرا این امور وجودیه است كه میآید و نفس را در چنبره خودش میگیرد و حبس میكند و نمیگذارد راه برود امر عدمیكه نمیآید نفس را بگیرد امر وجودی است میآید بر دور این قلب و نفس زنگاری ایجاد میكند كه به واسطه او نمیتواند آن صفای لازم را پیدا بكند و تجرد پیدا بكند.
تمام این تخیلات ما در طول روز همه حكم پردههایی را دارد كه هی روی پرده روی پرده میآید و نمیگذارد كه این اشعه عقل كلی بیاید و این قلب را مثل مغناطیس به سمت خود بكشاند و از آن مواهب عالم غیب او را بهره مند كند به او بها و بهجت و انبساط و روح بدهد! هی این میآید میگیرد نقشه كشیها زد و بسط ها تخیلات نمیدانم صبر كن امروز پدرش را درمیآورم صبر كن تا فلان كس را ببینم تا بابایش را دربیاورد این مسائلی كه در طول روز ما با آن مسائل زندگی میكنیم بحمدلله و المنّه و با آن توهمات و تخیلات به سر میبریم و انگار نه انگار كه تصور كنیم كه نفس ما و روح ما متعلق به جای دیگری است و خود را گرفتار این بازیهای بچه گانه!
تازه بچه گانه كه میگوییم غلط است چون بچه با صفای خودش به مسائل نگاه میكند لذا كدورت هم نمیآورد سر همدیگر دعوا میكنند بعد چند دقیقه بعد میآیند آشتی میكنند نه دعوایشان روی حساب است نه آشتیشان روی حساب است این دعواهایی كه ما میكنیم بچه گانه نیست! اینها دعواهای فرعون گونه است! نمرود گونه است! دعواهای شیطان گونه است! این دعواها و این تخیلات بچه معصوم چیزی ندارد توپش را بگیری گریه میكند آب نبات بدهی میخندد تمام عالمش را فقط یك توپ و ماشین و عروسك ایجاد میكند مسئلهای ندارد ما هستیم كه با همان توهمات و تصورات خودمان میآییم هر روز با پتك بر این گردن نفس میكوبیم و نمیگذاریم كه نفس بكشد و نمیگذاریم كه خودش را از این گرداب و از این منجلاب و از این باتلاق بیرون بیاورد! و ببیند كه چه خبر است ببیند كه بالاتر چه خبر است! ببیند كه در آن مسائل چه خبر است
