
جلسه ۷۰۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/4/1431
جلسه ۷۰۳
11یكدفعه یك قضیه اتفاق افتاده بود من حالیم نمیشد، كه مثلا آقای حداد این طور هستند هی خلاصه ما یكدفعه گفتند آقا سید محسن این هم همان است چه داری میگویی دنبال چه میگردی؟ این هم همان است! آن موقع مفهم شدیم و خلاصه دیدیم این همان است خودشان هم یك چیزی كردند.
خب این مولانا خیلی نسبت به شمس ابراز علاقه میكرد مولانا خیلی و این نشان میدهد اختلاف بین طریق اولیاء و بین مدعیان است! این افراد دیگری این نشان میدهد ما برمیداریم یك تقریرات مینویسیم میگوییم بله بله این تحقیقات البته بزرگان حق دارند بگویند ولی بالاخره تحقیقات ما تقریرات این تحقیقات چی چی نبوده بله یك مرحوم نائینی رحمی الله استاد آن آقا شیخ محمدعلی كاظمی بوده خب جزء سریهای اول بودند و همین طور استاد مرحوم آقای خوئی بوده خب آقا شیخ محمدعلی كاظمیتقریراتش معروف است لابد شما هم ملاحظه كردید خیلی قلمش قلم روانی بوده و از نظر علمی بر مرحوم آقای خویی ترجیح داشته از نظر ورود و خروج در مطلب بر مرحوم خویی ترجیح داشته آن موقع ما بیكار بودیم این چیزها را برمیداشتیم بحث میكردیم فكر كردیم خبری است! بعد ایشان خب تقریراتی مینویسد و مرحوم نائینی هم بر او تقریظ مینویسد تقریظ نائینی هست بعد از یك مدتی آقای خویی میآید تقریرات خودشان را مینویسد و میبرد مورد توجه استاد قرار میگیرد و بر او هم تقریظ مینویسد و چاپ میكند مرحوم آقای خویی در زمان خود نائینی این چیزها را مینویسد به اصطلاح تا این میبیند كه این چاپ شد ا عجب ما كه جزء تلامذه اقدم شما بودیم چطور شما مال ایشان را برداشتید این كار را كردید میرود قهر میكند و میرود در كوفه و در درس نائینی كه شركت میكرده شركت نمیكند و در آن جا بوده تا نائینی به رحمت خدا میرود به عنوان قهر! توجه میكنید اینها برای ما عبرت است ها این قضیه است! آن وقت ببینید بعد از فوت نائینی ایشان بلند میشود میآید میرود در مسجد شیخ طوسی شروع میكند به درس گفتن! و یك مشت طلبه عرب و عراقی و غیر عراقی جمع میشوند شبها و شش ماه بیشتر درسش طول نمیكشد كه او فوت میكند درست شد حالا اینها مال خداست اینها همه برای خدا است؟!
