اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 19/4/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۲

8
  •  لذا مرحوم آخوند در این جا دیگر بالاتر از این بحث صحبت را نمی‌كنند البته در جای دیگر چرا در جای دیگر مسئله هست كه تمام آن مراتب وجودی در عالم خارج كه ما الان آن را تصور می‌كنیم همه آن‌ها اصل و ریشه‌اش و آن خمیرمایه اش به اصطلاح آن ماده اولیش عبارت است از یك حقیقت نوریه‌ای كه آن حقیقت نوریه تا برای انسان روشن نشود و تا انسان او را نتواند مشاهده كند نمی‌تواند آن را به جمله و كلام و تعبیر و اصطلاح و دسته بندی دربیاورد باید آن حقیقت نوریه برای انسان روشن بشود!! لذا كسانی كه آن جنبه وحدت می‌بینند در همه اشیاء به واسطه مكاشفاتشان هنوز به آن حقیقت نوریه نرسیدند! آنهایی كه دارای توحید افعالی هستند مشاهدات توحید افعالی هستند باز به آن حقیقت نوریه نرسیدند! آنهایی كه دارای توحید صفاتی هستند و همه صفات را ناشی از مبدأ واحد وصفی می‌دانند باز به آن حقیقت نوریه نرسیدند! فقط كسانی به این مسئله نوریه می‌توانند اشراف پیدا بكنند كه آن شكل و آن كیفیت برای آن ها دیگر صورتی نداشته باشد! همه حقایق اشیاء صورت خود را از دست می‌دهند و به یك صورت واحده درمی‌آیند این صورت هم صورتیت خود را و مثالیت خود را از دست می‌دهد و تبدل به معنا پیدا می‌كند معنا هم آن صورت معنایی و مفهومی‌خود را از دست می‌دهد و متبدل می‌شود به انوار مختلفی الالوان كه دارای حقیقت نوریه خضرویه است دارای حقیقت اصفراریه است دارای حقیقت بیاضیه است این حقایق مختلفه این هم تمام اینها دارای اشكال است آن زمانی که مشاهده انسان از عالم انوار مختلفی الالوان گذشت و به نور سیاه رسید آن موقع حقیقت الوجود برای انسان در آن زمان انکشاف پیدا خواهد کرد!! یعنی آن كه از او در اصطلاح بزرگان تعبیر به عماء ربانی می‌شود اللهم فی الصله الصلواتك و سلامه تسلیماتك علی اول من عماء ربانی كه در این بیانات و كلمات محیی‌الدّین از آن حقیقت نوریه وقتی كه تنازل می‌كنند به انوار مختلفه كه مقام واحدیت است این اولین تجلی جامع بین انوار نفس رسول الله است خیلی آن مقام مقام عجیبی است و مقام رقیقی است كه فقط برای افرادی كه توفیق شهود پیدا می‌كنند برای معدود آنها این مسئله روشن می‌شود كه چطور آن حقیقت عماء كه در مقام هوهویت است آن حقیقت عماء وقتی كه می‌خواهد به انوار مختلفه تجلی كند كه هر كدام از این انوار مختلفه مظهر وصفی از صفات حق هستند نور سبز حكایت از وصفی از صفات می‌كند نور قرمز همین طور نور زرد همین طور نور بیاض همین طور از تبدل آن نور سیاه كه مقام عماء و مقام هوهویت است به آن اختلاف در انوار این وسط یك جامعی وجود دارد از آن جامع كسی تعبیر نتوانسته بیاورد! آن جامع عبارت است از صادر اول یعنی آن صادر اولی كه فاصله بین عالم عماء كه در آن جا نه این كه خود سیاهی خودش رنگ است نه عدم اللّون در آن جا تعبیر به سواد شده است و الا خود سواد هم كیفٌ و الكیف له حدود و مایختلف مع سائر الالوان یك وقتی شما رنگ سیاهی را می‌زنید فرض كنید كه الان این دیوار سفید است شما یك رنگ سیاه را قیر می‌مالید این الان رنگ است.