
جلسه ۷۰۲
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 19/4/1431
جلسه ۷۰۲
7این بیانی كه من عرض كردم در این جا نیست ولكن به این كیفیت ما میتوانیم این را مدخل برای مطالب مرحوم آخوند قرار بدهیم كه تمام حقایق وجودیه از نقطه نظر این كه آنها دارای ظهور وجود هستند و مظهر برای وجود هستند باید آنها دارای حقایق نوریه باشند و خود نفس وجود آنها و ظهور آنها آن یك واقعیتی باشد كه در آن واقعیت فقر راه نداشته باشد در آن واقعیت ابهام و ظلمت راه نداشته باشد در آن واقعیت تكدر راه نداشته باشد و اینها همه اوصاف حقیقی الوجود است حقیقی الوجود مطلق، روی این جهت نه تنها آن چه را كه در مسائل مجرده و در حقایق عقلیه نفسیه مجرده گفته شد نسبت به مسئله نوریه الوجوب در عالم ماده هم همانها خواهد آمد البته مرحوم آخوند به جنبه عرضی در این جا تعبیر آوردند كه باز یك نقطه ضعفی در این جا مشاهده میشود كه این انواری كه شما در این جا از شمس میبینید از قمر میبینید ا ز نجوم و افلاك اینها مشاهده میشود اینها جنبه عرضی هستند نسبت به حقیقت نوریه مطلقه با آن بیانی كه دیروز ما كردیم روشن میشود كه اصلا زمینه عرض و غیرعرض همه اینها منتفی است! نفس همان نور عبارت است از همان حقیقت نوریه! فرق نمیكند چه نور نور شمس باشد یا نور نور قمر باشد كه انعكاس نور شمس است یا این كه نور مرایا باشد كه در همه اینها آن نفس وجود به صور مختلفی درمیآید!! جنبه عرض در این جا ندارد كه یكی عارض بشود بر دیگری! و در عرض همان تعریف عرض كه اذا وجد فی الخارج وجد فی موضوع در آن جا مطرح باشد به محض خود تحقق یك حادثه و پدیده تعینی خارجی به نفس همان ما كشف انّی میكنیم از وجود آن حقیقت نوریه در خارج، حالا آن حقیقت نوریه در خارج یا آن جنبه فیزیكی دارد كه با چشم دیده میشود و خصوصیت دارد یا جنبه متافیزیكی دارد كه آن مشاهدهاش مشاهده قلب است و مشاهده نفس است در هر دو یكی است تفاوتی ندارد! صورتش فرق میكند چه این كه در خود مشاهدات نفسیه هم صور صور مختلفی است فقط شما یك مشاهده كه نمیكنید هر لحظه به شكلی بت عیار برآمد! هر آنی به یك حالت و به یك كیفیتی آن خود را نشان میدهد در معنا و در صور و در ماده یعنی همین ماده ظاهری و در حقیقت ماوراء معنا كه به آن حقیقت نوریه برمیگردد.
