اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 19/4/1431

جلسه ۷۰۲

17
  •  تلمیذ: مردم می‌خواهند

  •  استاد: خب مردم بخواهند

  •  تلمیذ: مردم اكثراً ٩٠ درصد می‌گویند رسول خدا این را ...

  •  استاد: این یك طرف قضیه است، مردم می‌خواهند یك طرف قضیه است آن تكلیفی كه برای من باید بیاید آن تكلیف را خدا تعیین می‌كند یا مردم؟ یعنی با رجوع مردم برای من تكلیف پیدا می‌شود یا نه غیر از رجوع مردم هم چیزهای دیگری هست مسائل دیگر هم هست استعداد خود من هست من به مردم می‌گویم من بهتر از شما می‌دانم كه به درد این كار نمی‌خورم حالا شما می‌خواهید بیخود می‌خواهید اگر مردم یك نفر را بخواهند یك عده بخواهند كه فلان كس رئیس بیمارستان بشود آیا این شخص باید بپذیرد حرف مردم را؟ نخیر! شاید قابلیت نداشته باشد بروید یك فردی به فلان كس در فلان ده آن پزشك از من در فلان ده نه در شهر آن فلان پزشك نسبت به این مسائل اقتدارش استعدادش فكرش از همه چیز بهتر است بروید سراغ او بنده قابلیت ندارم خواست مردم یك چیز است قابلیت من كه برمی‌گردد به اراده خدا مشیت خدا توانی كه خدا در من قرار داده اینها یك مسئله دیگر هست بنده كه همچنین توانی همین الان دارم به شما می‌گویم، همین الان دارم می‌گویم اینها هم دارد ضبط می‌كند بنده الان اگر بیایند و بگویند تمام افراد ایران! نه تنها فقط شصت هفتاد تای خبرگان این اصلا كل جمعیت ٨٠ میلیون ٧٠ میلیون بیایند بگویند آقا ما غیر از تو كسی را سراغ نداریم می‌گویم شما بیخود كردید! سراغ ندارید! بنده به درد این كار نمی‌خورم و در خودم این استعداد را نمی‌بینیم خودتان را هم تكه تكه بكنید سراغتان نمی‌آیم زور هم بزنید بلند می‌شوم می‌گذارم می‌روم این تكلیفی است كه نسبت به خودم احساس می‌كنم نمی‌بینم نسبت به خودم یك همچنین چیزی را نه امام زمان به من گفته نه در خوابم آمده نه نمیدانم چكار كرده و نه من در خودم یك همچنین قضیه ای را باید ببینم یا نبینم اول شما می‌گویی این بار را بردار می‌گویم آقا من كمرم درد می‌كند می‌گویی بردار می‌گویم آقا من كمرم درد می‌كنم یا تو می‌فهمی من كه كمرم درد می‌كند من كه دیسك دارم من می‌فهمم كه آیا قابلیت و قدرت و استعداد برداشتن این بار را ندارم تو می‌گویی بردار نگاه به هفتاد یا هشتاد كیلوی من می‌كنی نگاه به درد كمردرد من نمی‌كنی یا به هزار تا مرضی كه دارم نگاه نمی‌كنی این قضیه قضیه شخصی است یعنی خود شخص تشخیص می‌دهد برای این كه تكلیف او چیست؟ مسئله رجوع مردم یك مسئله دیگر است.