اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 19/4/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۲

14
  •  ابن ملجم مرادی اذعان داشت معاویه اذعان داشت اینها كه دارم می‌گویم سلمان و ابوذر را كه كار نداریم آنها كه دست بسته و كت بسته قبول داشتند آنها كه می‌فهمیدند ابوذر كه دست بسته و چشم بسته و گوش بسته همه چیز می‌گفت درست است ولی اویس نه اویس حساب و كتاب داشت مقداد فرق می‌كرد قضیه‌اش، خب از همه اینها بالاتر سلمان بودند ابن ملجم به حقانیت امیرالمومنین اذعان داشت اشعث بن قیس اذعان داشت كه علی صادق است علی صاف است علی پشت و رو و قایم باشك بازی ندارد علی تقلب و دروغ در كارش نیست علی به مردم یك چیزی نمی‌گوید پشت سر یك كار دیگر بكند.

  •  امروز سیاسیون در دنیا این كار را می‌كنند در بین مردم می‌گیرند می‌خندند بله باید این طور كرد آن طور كرد پشت سر می‌رود یك كار دیگر می‌كند! نه امیرالمؤمنین یك قرانش این است هر چه از بیت المال به دست آوردم این جا این جا این جا این را خرج كردم خرج من این است صندوق پنهان نداشت یواشك كاری نداشت از مردم قایم نمی‌كرد خرجش را و مسائلش را به بهانه تبدل اوضاع امروزی با ١٤٠٠ سال پیش كار دیگری نمی‌كرد امروز فرق كرده اوضاع عوض می‌شود حكومت‌های دنیا را من دارم می‌گویم یعنی دنیا آمریكا و اینها كه همه فقط اساس كلك است نه یعنی درست اصل بر كلك اصل بر تقلب حالا آن تقلب گاهی اوقات موافق با یك مسائلی هم درمی‌آید این را امیرالمومنین داشت بااین خصوصیت مغیره بن شعبه نمی‌توانست با آن ذهن سیاسی و مادی خودش و آن دو دوتا چهارتایی در طول زندگی همیشه روی آن دو دو تا چهار تا با آن منوال كار می‌كرد می‌دید جور درنمی‌آید می‌گفت یا امیرالمومنین بگذار یك خورده حكومت مستقر بشود! بگذار یك خرده قوام پیدا بكنی! بگذار یك خورده افراد چیز بشوند آن موقع بخواهی برداری راحت می‌توانی برداری همه هم حرفت را قبول می‌كنند چرا امیرالمومنین می‌گفت نه؟! چرا حضرت می‌فرمود من نمی‌توانم ببینم كه یك روز یك نفر در حكومت من و به تصدی من و به مسئولیت من دارد كار خلاف انجام می‌دهد من نمی‌توانم این را هضم كنم خب حالا اگر به امیرالمومنین بگوییم یا علی یا علی چطور در زمان قاضی شریح وقتی كه شما خواستید بردارید مردم نخواستند چرا شما عقب كشیدید خب آن جا هم می‌گفتید كه نه من برمی‌دارم هر چه بادا باد؟! چرا امیرالمومنین چه جواب می‌دهد؟! امیرالمؤمنین می‌گوید آن جا خود مردم خواستند من گفتم كه قاضی شریح نباید باشد این الان خلاف است این مورد تأیید من نیست مردم می‌گویند ما این قضاوت را می‌خواهیم! چشمتان درآید بفرمایید بسیار خب در قضیه معاویه هم اگر مردم قبول نمی‌كردند می‌گفتند یا علی ما نمی‌خواهیم علی چكار می‌كرد؟ نمی‌رفت سراغ معاویه! می‌گفت من این كار را انجام می‌دهم ای مردم خود مردم گفتند بسیار خب نسبت به رفتن و جنگ به سوی معاویه گفتند بسیار خب این را ما قبول می‌كنیم اگر نمی‌گفتند كه نمی‌رفت حضرت كه حركت نمی‌كرد تنها كه نمی‌توانست برود فرض بكنید كه برود سراغ آنها بالاخره حساب و كتاب دارد مملكت حساب و كتاب دارد مردم باید داشته باشند این باید در مردم باشد و وقتی كه برگشتند مردم در جنگ صفین هم قضایا به آن جا كشید خود حضرت گفت كه خودتان قائل به حكمیت شدید نه این كه من بگویم من گفتم كه حكمیت نه، قرآنها را تیر بزنید، شمای لشگر گفتید نه شمای لشگر گفتید نه، بسیار خب یعنی كاری كه حضرت كرد در عین اشراف ولایی، اشراف امامت، نیامد برخلاف نظر و خواست مردم یك كاری انجام بدهد.