
جلسه ۷۰۲
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 19/4/1431
جلسه ۷۰۲
3چون بر اساس تفكر برمیدارد چك را مینویسد دیگر همین طوی كه نمینویسد در خواب كه نمینویسد یك فكری میكند این فكر از كجا آمد چرا این فكر یك ساعت پیش بود و این فكر یك ساعت بعد نیست چرا این عطوفت یك ساعت قبل بود ولی این رحمت نیست الان به جای او قساوت آمده چون مقتضای حال این است حال در آن مجلس چون صحبت اولیاء است صحبت از اشعار حافظ میشود چون از كلمات بزرگان در آن جا مطرح میشود چون حال و هوا حال و هوای روحانی است نفس تغییر میكند این یك چیز طبیعی است نفس تغییر میكند بر اساس تغییری كه كرده تفكر هم تغییر میكند وقتی كه تفكر تغییر كرد تصرفات هم تغییر میكند و همه به دنبال هم میشود این.
برای همین میگویند كه آقا هر جا نرو برای همین میگویند در هر مجلسی نرو برای همین میگویند با هر كسی صحبت نكن برای همین میگویند ببین رفیقت كیست! برای همین است میگویند در هر جایی نباید داخل شد برای همین است كه میگویند به دنبال مسائل دنیا نباید رفت خب همین است دیگر. الان نگاه میكند كه طرف چقدر آدم صاف خوب، صادق فلان یك هشت سال از قضیه میگذرد وارد قضایا و مسائل میشود تا نگاهش میكنی اصلا نمیتوانی با او حرف بزنی خب این هشت سال چه كار كرده نمازش را كه ترك نكرده دزدی كه نكرده دزدی ظاهری یعنی از دیوار كه بالا نرفته از جای دیگرش را نمیدانم عرض كنم حضورتان كه شرب خمر كه نكرده كارهای قبیحه ظاهریه عرض میشود محرمه شرعیه كه انجام نداده این چیست كه وقتی كه شما هشت سال قبل او را فرض بكنید كه او را در آن وضعیت میبینید میخواهید با او صحبت كنید با او حرف بزنید میخواهید با او شوخی كنید میخواهید با او دل بدهید قلوه بگیرید میخواهید این ارتباط برقرار كنید الان یك لحظه جواب سلامش را نمیتوانید بدهید میگویید آخ آخر این چیست قضیه؟! این تبدل حال است، در تبدل حال است كه این وضعیت پیش میآید دیروز عرض كردم در قضیه مرحوم شیخ محمد بهاری با میرزا محمدتقی شیرازی خب تا آن جایی مسئله مهم است كه حتی مرحوم آقای حكیم در مسئله استمرار عدالت قائل به تبدل موضوع هستند در آنجا حواشی و تقریرات را كه دیدید اگر یك شخصی خب به مرحله اجتهاد و ملكه رسیده باشد و دارای استحكام و اتقان باشد این وقت در یك وضعیت است، وقتی كه مسئله مرجعیت و خلاصه مطرح شدنش میان همه و در روزنامهها و تلویزیون و فرض بكیند كه رادیو و این طرف و آن طرف آقایان بیایند و بروند و آن بیاید به دیدن و این بیاید به دیدن این جا رهنمود بفرمایند این جا رهنمود بكند این جا نمیدانم چه كار بكنند این حال حال دیگری است، مرحوم آقای حكیم در اینجا میفرمایند كه این جا استمرار استصحاب جا ندارد! برای استمرار استصحاب بقای موضوع شرط است وقتی كه موضوع متبدل بشود استصحاب دیگر سالبه به انتفای موضوع خواهد بود به طور كلی مسئله فرق خواهد كرد لذا در این جا دوباره باید برویم او را امتحان كنیم بروید با او بنشینید با او حركت كنید رفتارش را ببینید سابق كه هنوز به مرجعیت نرسیده بود با شما میگفت میخندید شوخی میكرد الان كه رسیده است كلّه را این جوری میاندازد دیگر نمیشود بالا آورد این چیست؟ همان عوض شدن موضوع است حالا این طوری میكند یك كسی با او شوخی میكند اخم میكند عین مربّای آلو فرض كنید كه این ابروها میآید میشود هفت و جواب نمیدهد خب این همین كسی بود كه پارسال از شب تا صبح صدای خندهاش از این طرف فیضیه تا آن طرف هم میرفت حالا چی شد كه حالا یك كسی با او شوخی میكند این جوری میكند؟ این چیست؟ اینجا استصحاب نمیشود كرد باید دید چه تغییراتی پیش آمده كلام مرحوم آقای حكیم را من دارم باز میكنم ایشان كه دیگر این جوری نگفته فقط تا اینجا گفته و حرف درستی هم زده به نقل از اساتید خودش مرحوم نائینی و اینها كه این كه در الان در این موقعیت تغییر پیدا كرده این مسئله مسئله ریش و عمامه و لباس و بدن نیست سلولهای بدنی شاید تغییر پیدا نكردند وزنش همان است شاید یك گرم هم اضافه و كم نشده عمامهاش همان قدر است لباسی كه میپوشد همان لباس است خصوصیات ظاهری همین است ما بدبختها و بیچارهها فقط چشممان ظاهر را میبیند ریشی كه الان بوده همان ریش هم پارسال بوده پس آدم خوبی است این عمامه كه بالای سر ما است همان عمامه است كه پارسال هم بوده پس این آدم خوبی است میگذاریم در ترازو و باسكول هم كه میكشیم باید فرض بكنید كه ٨٠ كیلو ٩٠ كیلو ١٠٠ كیلو وزنش بوده این هم كه همان است مسئله تفاوتی پیدا نكرده خب این چه قضیهای در این جا فرق كرده است كه مرحوم آقای حكیم میفرمایند استمرار عدالت در این جا جاندارد چه عوض شده؟! ما كه نمیگوییم چی عوض شده علمیتش كه همان است یعنی همان علمیت همان میزان از اطلاع همان میزان تضلع همان میزان قوه و آن قدرت استنباط و اجتهاد كه در فرض بكنید كه سال گذشته بود الان هم كه حرف بزنیم همان جور میتواند صحبت كند بیان كند مطالب را بگوید حلاجی كند ریشه یابی كند مدخل و مخرج قضیه برای او مشخص است میتواند مبانی را به دست بیاورد فرق نكرده پس چه فرق كرده؟ آن حیثیت و آن مسائل نفسی او است كه آمده و تغییر و تبدل پیدا كرده! شاید گفته شود كه تبدل پیدا بكند! خب علمیتش كه همان است!! هان این جا خطر است! و این جا بزنگاه قضیه است كه وجود مسائل علمیه و وجود اطلاعات ذهنیه و وجود مبانی به تنهایی نمیتواند كاری از او بربیاید! این حكم چاقویی میماند در دست فرد كه با او چه كند آیا با او خیار و سیب پوست بكند یا این كه با او به شكم مردم بزند این حكم این را دارد چاقو خودش گناهی ندارد وسیلهای است برای استفاده فرد حالا بسته به نوع استفاده ای كه میكند این مسئله مهم است.
