
جلسه ۷۰۲
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 19/4/1431
جلسه ۷۰۲
1اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نكته مشرقیه لعلك قد تفطنت مما تلوناه علیك سابقا و لاحقا بأن العالم كله وجود و الوجود كله نور و النور العارض نور علی نور فانظر الی البدن الانسانی كیف یكون من حیث اشتماله علی الصور و القوة التی هی مبادی الافاعیل معسكراً لجنود النفس النوریه الاسفهبدیه فی عالم الاضداد و محلا لانوارها و آثارها
بحث امروز درواقع میشود گفت تتمیم بحثهای گذشته است نسبت به حقیقت وجود و حقیقت مظاهر وجود و درواقع خود مرحوم آخوند به یك نحوی درصدد تتمیم آن مطالب عرشیه مرحوم شیخ اشراق هستند كه دیروز عرض شد ای كاش ایشان میآمدند و توسعه میدادند همان حقایق انیه نفسیه را كه عین همان انیت حقیقت الوجود و صرف الوجود است این جا خود مرحوم آخوند این مطلب را متكفل شدند و در تتمیم آن مباحث، این مسئله را، ایشان به این نحو مطرح میكنند و واقعا هم مسئله بسیار مهم و دقیقی است. و از جمله مطالبی است كه شاید در تمام این مباحث هشت یا نه جلد كتاب اسفار از جمله موارد نادری است كه بسیار از اتقان خاصی برخوردار است! چون معمولا مرحوم آخوند در مسائل و مبانی خودشان به واسطه آن غلبه حال و انكشاف نفس در حالات مختلف بودند این هم یك نكته بسیار دقیقی و رقیقی است كه چطور خود غلبه حال نفس در كیفیت تفكر انسان تأثیر میگذارد!
گاهی از اوقات دیده شده یك مسئله ای به روی آدم بسته میشود انسان هر چه فكر كند نمیتواند به عمقش و وسعتش برسد در بعضی از اوقات انسان احساس میكند كه خیلی راحت میتواند به آن مطلب برسد و در بعضی از احوال احساس میكند كه در یك ثانیه آن مطلب برای انسان روشن شد و بعد یك مرتبه یك پرده ابهامی او را گرفت این حالات مختلفی كه برای انسان پیدا میشود در كیفیت حقایق علمیه بخصوص در مطالب فلسفیه و عرفانیه، اینها همه ناشی میشود از كیفیت خود تشكل نفس كه نفس در هنگام مواجهه با این حقیقت علمیه چه تشكلی دارد چه موقعیتی دارد خیلی مسئله مهمیاست خیلی، بسیار مسئله مهمیاست كه به همین جهت است كه بزرگان تأكید كردند انسان باید دارای مراقبه باشد و این مراقبه او را در یك مرحله استعداد و تهیو در تلقی معارف قرار میدهد و اگر مراقبه نباشد آن حقایق علمیه دیگر روزنهای پیدا نمیكنند چون اینها حقایق نوریه هستند كه به قلب میبایست وارد بشوند و وقتی كه نتوانستند وارد بشوند به جای او یك قبض حاكم میشود بر افكار و قبض هم مشخص است كه چه مسیری را طی میكند و چه راهی را میرود.
