
جلسه ۷۰۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 18/4/1431
جلسه ۷۰۱
7تلمیذ: صفت مجرد هم دیگر بیجا میشود فقط باید بگوییم صرف وجود است
استاد: بله
تلمیذ: تجرد در مقابل ماده است كلمه مجرد كه میگوئیم یعنی لیس بماده
استاد: بله
تلمیذ: وقتی كه ما قائل شدیم ماده ... گذاشتیم كنار مجرد هم دیگر معنا نمیدهد
استاد: خب همین مجرد یعنی ذات خودش دیگر یعنی خود مجرد یعنی ذات مطلق و ذات مبرای از هر تقید این كه هست منتهی ما این را در قبال ماده میگیریم چون ما با ماده و مادیات مأنوس هستیم آمدیم آن را در قبال این قرار دادیم والا اگر نه ما اصلا تجرد به این معنا فرض كنید كه حقیقه ذاتیه فی الوجود المتشخص و لا یحتاج الی موضوع و لایحتاج الی مكان و لایحتاج الی زمان كه همین به اصطلاح با این تعریفی كه ما نسبت به زمان و مكان میبینیم یعنی در دور خودمان میبینیم و این به اصطلاح حقایق آن وقت دیگر در این صورت تغییر پیدامیكند مثلا فرض بكنید كه زمان و مكان دیگر زمان و مكان مادی نیست بلكه زمان و مكان صوری میشود یعنی خود صورت دیگر نه این كه مادهای در این جا است این صورت در این صورت قرار میگیرد این صورت خودش در آن صورت قرار میگیرد نه این كه یك به اصطلاح یك ماده ای باشد جدای از آن مجرد باشد در واقع آن ظهورات مختلفی كه با هم دیگر اختلاف پیدا میكنند.
تلمیذ:
استاد: نباید جمعش كرد باید اصلاحش كرد همه جمع كردند و تخریب و كردند حالا مگر طوری میشود نه آقا نه آسمان به زمین میآید نه طوری نمیشود
دیشب داشتم مینوشتم این جلد سه را داشتم مینوشتم به این قضیه برخورد كردم این را هم نوشتم كه یعنی به مناسبت مرحوم آقا میفرمودند كه آمدند پیش مرحوم شیخ محمد بهاری كه آیا میرزای دوم میرزا محمد تقی شیرازی كه شاگرد میرزای شیرازی بوده طهارت نفس و ملكه تقوا و عدالتی كه لازمه مرجعیت است پیدا كرده گفت امتحانش كنیم شیخ محمد بهاری اصلا یك روشش یك روش خاص خودش بود دیگر قلندر مابانه سلوكش بود و خیلی اهل شوخی و مطایبه و كارش را هم انجام میداده.
