
جلسه ۷۰۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 18/4/1431
جلسه ۷۰۱
6موسئی نیست که دعوی حق شنود *** ورنه این آواز در شجری نیست که نیست درختهای مدرسه فیضیه هم دارند أنا ربك میگویند فاستمع انا ربك لما یوحی ولی ما نمیشنویم این چوب خشكی كه در اینجا داریم میبینیم این تیرآهنی كه در این جا این چراغی كه در این جا هست تك تك سبزههایی كه در این جا هست همه دارند میگویند منتهی این در جا آن برای حضرت موسی این قضیه پیش آمده كه نسبت به یك نقطه نفس او اتصال پیدا كند برای او در بعد از این مرتبه كه آن ارتقاء پیدا كرده و همین طور برای اولیای الهی همه چیز میشود لذا باباطاهر هم كه میفرماید
به صحرا بنگرم صحرا تو بینم *** به دریا بنگرم دریا تو بینم به هر جا بنگرم کوه و در و دشت *** نشان از قامت رعنا تو بینم این اشاره به همان ظهور حقیقت نوریه است از همه كوه و در و دشت و دریا و وحوش و آسمان و زمین و سایر موجوداتی كه هست این حقیقت وجودیه این همین حقیقت تجردیه است پس بنابراین اشكال مرحوم علامه بر آخوند نمیتوانیم بگوییم اشكال واردی هست و توجیه مرحوم سبزواری هم گرچه تاحدودی فرق میكند ولی باز ناتمام است و حق با مرحوم آخوند است و همین طور با مرحوم شیخ شهاب الدین سهروردی رضوان الله علیهم اجمعین كه این بزرگان قائل به عدم اندراج نفس در تحت مقوله جوهر هستند به واسطه آن حقیقت ذاتیهای كه در انیت الوجود آن نهفته است و آن حقیقت ذاتیه عبارت است از تجردش اضافه بر این مسائله ما اضافه میكنیم كه اگر قرار باشد بر این كه این حقیقت ذاتیه در خود صقع وجود باشد ما دیگر نباید در جایی این تجرد را از دست بدهیم و تبدیل به ماده كنیم این مسئله اگر برای ما روشن بشود دیگر مسئله حلقه مفقوده ای كه بین حادث و قدیم هست بین ماده و بین مجرد هست بین فرض كنید كه امور مادی و آن امور مثالی هست آن حلقه مفقوده را پیدا خواهیم كرد و او این است كه به طور كلی ما اصلا حقایق مادیه به این معنا كه منفصل از مجرد باشد ما نداریم بلكه تنها صوری است كه این صور تفاوت پیدا میكند یك وقت به آن صورت است یك وقتی به این صورت است اسم این صورت را میگذاریم ماده اسم آن صورت را میگذاریم مجرد در حالی كه همه اینها در تحت یك حقیقت مجرده واحد هستتند
