اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 18/4/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۱

8
  •  مرحوم میرزا در كربلا نماز می‌خواند در صحن نماز می‌خواند موقع نماز مغرب كه می‌شود یكدفعه همین كه می‌خواهد میرزا بلند شود برای اقامه نماز مغرب مرحوم بهاری می‌آید سجاده‌اش را می‌گذارد بغل سجاده میرزا این شروع می‌كند به اقامه و الله اكبر و همه هم می‌بینند و خب احترامش هم می‌گذاشتند دیگر میرزا در اینجا یك مقداری می‌آید عقب كه اقتدای به مرحوم شیخ محمد بهاری و همه جمعیت هم به او اقتدا می‌كنند دیگر یعنی به مرحوم بهاری درواقع نماز مغرب را این می‌آید و سجاده و یا علی ما آمدیم حالا كی گفته تو هستی بسیار خوب حالا یك شب هم ما بخوانیم و همه جمعیت به مرحوم بهاری اقتدا می‌كنند بعد از نماز بلند می‌شود سجاده را می‌اندازد در صف و نماز عشا را با میرزا می‌خواند رو می‌كند بعد به آن افرادی كه از او سوال كردند می‌گوید از این می‌توانید تقلید كنید زیرا من در تمام این نماز دیدم كه او به اندازه سر سوزنی در دلش حتی خطور هم نكرد خیلی عجیب است ها حتی خطور هم نكرد چه برسد حالا بخواهد مبارزه كند ممكن است در دل انسان خب خطور بكند كه ا این بابا دكان و دستگاه ما را به هم زد همه كار ما را خراب كرد اما خب حالا عیب ندارد و شیطان است و این كلنجار برود و به قول مرحوم مطهری دفع خواطر می‌كند معلوم است میرزا جلوتر بوده از آقای مطهری كه این دفع خواطر هم نمی‌كرد راحت بود یعنی می‌گفت دیدم به اندازه سر سوزنی حتی در دلش خطور هم نكرد این قضیه كه چرا این الان این جا آمده و ما را كنار زده و خودش ایستاده همین طور آرام نماز مغربش را خواند و بدون هیچ گونه مسئله و البته خب این در تتمه مطالبی دیگر بنده عرض كردم و خب اینها باید به گوش مردم برسد این مسائل باید برسد گفت این نفس ندارد یعنی چه؟