
جلسه ۷۰۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 18/4/1431
جلسه ۷۰۱
3اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
صحبت در كیفیت اندراج نفس در تحت مقوله جوهر و عدم اندراج آن بود كه آیا این حقیقت نفس مانند سایر حقایق موجوده خارجیه دارای ماهیت است و این ماهیت داخل در تحت مقوله جوهر است یا در تحت مقوله عرض چون هر چیزی كه دارای ماهیتی باشد و تشخص عینی داشته باشد طبعا این یا اذا وجد وجد لا فی موضوع است كه جوهر میشود یا این كه اذا وجد وجد فی موضوع یعنی مسبوق به موضوع باید باشد كه عرض میشود پس حقایق خارجیه خارج از این دو مقوله نیستند یا جوهر هستند و یا عرض و نفس هم یكی از اینها خواهد بود از این نقطه نظر تفاوتی بین نفس و بین سایر آن مقولات نیست البته مرحوم آخوند در بحث نفس راجع به حقیقت نفس صحبت میكنند و آن حقیقت تجردیه او را اثبات میكنند ولی صحبت در این جا است كه حالا كه ما به قول مرحوم آخوند نفس را داخل در تحت مقوله جوهر قرار ندادیم بلكه او را یك وجود مستقل رابطی میدانیم كه به واسطه نشأتش از آن حقیقت صقع وجود دارای تشخص خارجی است و آن حقیقت ربطیه او است كه به او قوام میبخشد، آن وقت دیگر این جوهریت كه دارای ماهیت شكل و ابعاد خاص خودش است، البته نه ابعاد خارجی كه مربوط به ماده است بالاخره بعضی از مسائل مجرده هم اینها دارای ابعاد هستند یعنی بعد نه منظور بعد كمی بلكه رتبی این دارای ابعاد خاص خودش هست پس بنابراین چطور ما در اینجا این را نمیتوانیم داخل در تحت جوهر قرار بدهیم، مرحوم علامه در این جا ایرادی به مرحوم آخوند وارد میكنند و آن ایراد هم همین یك جمله معروفی است كه كل ممكن زوج تركیبی و هر چیزی كه دارای زوج تركیبی است باید دارای ماهیت باشد و وقتی كه ماهیت داشت آن گاه داخل در تحت یا جوهریت یا داخل در تحت عرضیت خواهد بود حالا این مسئله خب ممكن است همان طوری كه بعضیها مثل مرحوم سبزواری در اینجا فرمودند كه آن جنبه تجرد او غلبه دارد بر جنبه جوهریت او اما نه این كه بخواهد او را از جوهریت خارج بكند این قضیه كل ممكن فهو زوج تركیبی این مسئله باعث شده است كه این شبهه بیاید كه كلام مرحوم آخوند از نقطه نظر استدلال در عدم اندراج لفظ در تحت مقوله جوهر مخدوش باشد و بالاخره خود مرحوم علامه هم مسئله را به همین كیفیت پایان میبرند كه این اشكال سرجایش هست و گرچه كلام مرحوم آخوند این كه یك حقیقت نوریه است و همین طور شیخ اشراق كه ایشان در این جا میفرمودند آن انیت صرفه است مثل «الحق ماهیته انیه» این انیت متنازله از آن انیت حق كه شاعبه تركیب در او نیست طبق فرمایش مرحوم شیخ اشراق و همان رتبه وجودی او است كه حقیقت هوهویت او را این تشكیل میدهد همان رتبه وجودی است بدون این كه در او تركیب و مزجی باشد از محدودیتهایی كه برای سایر موجودات خارجی وجود دارد، مسئله از این نقطه نظر خب طبعا مورد اشكال است و حتی غیر از خود مرحوم علامه هم نسبت به این مسئله ایراد كردند كه اگر قرار باشد نفس وجودش وجود محدّد و محدود باشد پس این وجودش وجود امكانی است وجود غیرامكانی همان وجود وجود بالذات و وجود واجب الوجود است كه آن وجود عین وجوب است و وجوب ذاتی او است و در آن وجوب است كه در آن جا تركیب راه ندارد، احتیاج به علت در آن جا راه ندارد، او غنی بالذات است و صمدیت دارد و سایر موجودات در هر رتبه كه میخواهند باشند بالاخره ممكن هستند و ممكن مسبوق به علت است و آن علت باعث میشود كه این شیء مادون و معلول خود را از دو حیثیت مختلف به وجود بیاورد كه جمع بین آن دو حیثیت همان حقیقت خارجی است منتهی یا مادی است یا غیرمادی است این زوج تركیبی از این جا به وجود میآید یعنی همین كه یك علتی میخواهد افاضه در معلول كند و معلول را ایجاد كند خود آن معلول یعنی شیء غیر العله این شیء غیر العله این غیریت را باید به عنوان ماهیت برای او در نظر بگیرد و الا دیگر علت و معلولی دیگر در این جا وجود ندارد هیچ دیگر در اینجا شیء به اصطلاح نیست این كلامی است كه از حكما این كلام به اصطلاح سرزده و مرحوم علامه هم كه خب بر طبق همان مشی كلام حكما نسبت به مرحوم آخوند ایراد وارد میكنند
