اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 18/4/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۱

2
  •  و خود پدر ما آن هم بنده خدا همین مشكلات را داشت بارها ایشان می‌گفت آقا حرفی اگر هست خود من می‌زنم نیاز نیست از دل ما خبر بدهید باز می‌گفتند نه یك چیزهایی هست آقا به هر كسی نمی‌گویند، آقا كه هر مطلبی را نمی‌گویند نظرهای دیگری دارند یك مسائل دیگری هست نمی‌گویند بگو نمی‌خواهم قبول كنم چرا گردن آقا می‌اندازید یك بنده خدایی دنبال زن گرفتن افتاده بود رفته بود به یك طرف گفته بود كه نظر حضرت آقا این است كه ما زن دوم بگیریم و شما هم خیلی مورد مناسبی هستید و خلاصه طرف هم آمده و سؤال كرده بود، یك روز گفتیم كی نظر آقا این بوده كه شما می‌گویید گفت من این طور استنباط كردم گفتم از كجا استنباط كردی ایشان حرفی به شما زدند دیدم رنگش سرخ شد و به لكنت افتاد، بابا اگر شما به پایین تنه نیاز دارید به مسائلی نیاز دارید چرا گردن بابای بیچاره ما می‌اندازید این قدر شهامت داشته باش بگو این قضیه ارتباطی به ایشان ندارد خودم می‌خواهم، چرا از این مكتب خرج می‌كنی این قدر شهامت داشته باش یكی دیگر بود آن از این جا خرج نمی‌كرد می‌رفت و بحمدالله متنعم بود و بسیار موفق بود خب خدا خیرش بدهد حداقل مسئله را به این جا نمی‌كشاند قضیه را به این جا اینها همه سارق هستند سارق، سارق است دیگر تفاوتی نمی‌كند به قول مرحوم آقا اینها فقط ما را برای جاده صاف كنی خودشان می‌خواهند ایشان گاهی خیلی حرفها می‌زدند خیلی مطالبی كه ما نمی‌گفتیم به كسی می‌گفتند اینها ما را می‌خواهند كه فقط ما بلدوزر باشیم و جاده اینها را تسطیح و تسهیل و هموار كنیم بله كم هستند ایشان می‌فرموند در همان موقع كم هستند آنهایی كه این‌ها بیایند و راه ما را تسهیل كنند خب خیلی حرف، حرف مهمی‌است نیاز مادی به كسی نداشتند از نظر فكری از نظر عملی از نظر كاری بیایند احساس كنند چه چیزی نیاز است و چه مسائلی هست خودشان بیایند بروند درست كنند نگذارند كار به ما برسد نگذارند این مشكل به ما منتقل بشود بالاخره گاهی مشكلات پیش می‌آید، خودشان بروند جلو مسائل را حل كنند، درست كنند، صاف كنند بالاخره خودشان یكی از افراد در این بیت در این خانه به حساب بیاورند وقتی كه یك قضیه می‌خواهد برای یك خانه‌ای پیش بیاید همه نمی‌نشینند در خانه دست روی دست بگذارند كه بلند می‌شوند كاری می‌كنند مشكل را حل می‌كند در هر وضعیتی به اصطلاح یك قسم می‌شود اینها چیزهایی بود این بزرگان مسائل را می‌گفتند همین كتاب روح مجرد من وقتی این كتاب را خواندم به مرحوم آقا گفتم آقا من اسم این كتاب را گذاشتم آیین نامه سلوك ایشان خندیدند گفتند بله بله همین طور است واقعاً این سطر سطرش برای انسان یك برنامه است سطر سطر این كتاب برای انسان یك برنامه است نشان می‌دهد كیفیت تفكر انسان را و كیفیت رفتار انسان را كه در هر برهه چه باید كرد، ایشان مطالبی كه مورد نظرشان است در لابه لای جملات آن مطالب و مسائل را بیان كردند خلاصه یك كتاب شعار نیست مثل سایر كتبی كه نوشته می‌شود كتابی است كه واقعا باید این را به آن توجه كرد یعنی به خط خط آن باید توجه كرد و مسائل مورد نظر را بایستی كه اینها را از لابه لای آن كلمات و جملات بیرون كشید و به آن ترتیب اثر داد همین طوری آدم بیاید و بخواند و بگذرد و دلش را خوش بكند به یك نماز شب و ذكر سحر، اینها دردی را دوا نمی‌كند اینها خوب است كه باشد در جایی كه آن مراقبه باشد همه واقعا می‌گوییم كه كارمان برای خدا است اگر كارت برای خدا است پس چرا آن جا این جور می‌كنی این كار كه برای خدا است باید خودش را نشان بدهد عمل خودش را نشان بدهد كه چگونه رعایت شده و صبغه اللهی مورد توجه است خب این طبعاً اشكال عادی است