
جلسه ۷۰۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 18/4/1431
جلسه ۷۰۱
1اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر كسی بر اساس ممشای ائمه علیهم السلام حركت كند به طور كلی زیربنایش تغییر پیدا میكند حضرت میفرماید كه شما به امانت نگاه كنید هر شخصی نسبت به رفیقش آیا امانت دارد یا نه در ارتباطاتش آن چه را كه برای خود میپسندد برای آنها میپسندد یا نه فرق میكند همین یك روایت امام سجاد كفایت میكند كلام اولیاء هم همین است اولیاء اینها میآیند مواضع را روشن میكنند این موارد را روشن میكنند آن جایی كه باید شخص در آن جا مثلًا به آن مسائل توجه كند آنها را میآیند روشن میكنند و باید پیگیری بشود مثلا مرحوم آقا میفرمودند كه آن مقدار كه ما صحبت كردیم برای رفقا در این مدت چند برابر آن مقداری بود كه برای آنها لازم بود خود ایشان میفرمودند چند دفعه به خود من گفتند عمومیهم گفتند چند برابر یعنی چند برابر آن مقداری كه لازم است برای یك شخصی كه به او ترتیب اثر بدهد ما برای افراد صحبت كردیم حالا یكی گوش نمیدهد ما چه كار كنیم وقتی كه گوش نمیدهد نتیجهاش این میشود كه آخر حیاتشان سه ماه مانده فوت كنند به من میگویند همه اینهایی كه میبینی سیاهی لشكر هستند همه آنها غیر از چند نفر خب دارید خودتان هم میبینید كارهایشان دارید میبینید مسائلشان را دارید میبینید مطالبی كه هست دارید میبینید دارید خودتان تماشا میكنید دیگر كسی كه صداقت داشته باشد از مسؤلیت فرار نمیكند میگوید: ما این هستیم این كار كردم یا غلط كردم یا درست كردم فرار كردن ندارد قایم شدن ندارد تازه اسم خودمان را هم گذاشتیم شاگرد این مكتب و از سایت متقین آمده بعضی از چیزهایی كه تازه مربوط به آنها نبوده گذاشته است روی سایتش فریادشان بلند شده كه: اینها سرقت میكنند، اینها سرقت كردند یا شما كه با توجه یك جلد امام شناسی مرحوم آقا را راجع به حرمت گفتن امام برای غیر امام معصوم، برداشتید آوردید و گفتید لقب قبل را میخواهیم بیاوریم و شما سرقت كردید كه حرفهای مرحوم آقا را وارونه جلوه دادید، شما سرقت كردید كه گفتید كه چیزهایی دیگران میدانند كه ما نمیدانم، شما سرقت كردید كه به خاطر این كه عقب نیافتید دست خط آقا را برداشتید چاپ كردید از ترس این كه مبادا تایپ شده كتابهای آقا زودتر از شما دربیاید چه كسانی دزد هستند یعنی واقعا دزد، دزد است دیگر بنا نیست از دیوار بالا برود، آخر كسی برمیدارد دست نوشته كسی را در هزار تیراژ در نمایشگاه میگذارد احمق چه چیزی را میخواهی برسانی، سرقت آن كسی میكند كه حرف آقا را میفهمد و به خاطر مصالح روز میگوید منظور ایشان این است این سارق است والّا خدا هم خیلی خوب نشان میدهد، سارق آن كسی است كه میآید از این مكتب برای اقتصاد خودش بهره میگیرد و آمده در این راه كه مسائل مادیش را حل كند و به خاطر این كه خانه بخرد آمده در این راه به خاطر این كه پسرش را زن بدهد دخترش را شوهر بدهد این سارق است آمده تا به خاطر این كه از ارتباط با این مكتب موقعیت اجتماعی خودش را بالا ببرد اینها همه سرّاق هستند فرقی نمیكند یك موقعیتی را سپر قرار دادن و بعد در پشت سر این موقعتیت هر غلطی را كردن این سارق است فرق هم نمیكند بین هر كسی به هر شكلی به هر كیفیتی تفاوتی نمیكند آن طرفی این طرفی، هر كسی كه حرف را میفهمد من دارم میگویم آقایان بنده سخنگو ندارم اگر مطلبی باشد خودم میگویم، آقا آدم چه جوری بگوید اگر طرف سارق نباشد كه نمیآید تحریف كند، تو غلط میكنی كه میدانی فكر میكنی فقط تو یكی میدانی یك چیزهایی هست كه ما میدانیم ایشان حضرت آقا این حضرت آقاها از هزار تا فحش فلان برای آدم بدتر است این حضرت آقا بستن به ما اینها كه میگویند آقا یك چیزهایی در دلشان است، كسی اطلاع ندارد فقط ما میدانیم منظور این است اینها سارق هستند اینها همه سارق هستند و دزد هستند.
