اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت مجرد و نوری نفس انسانی

تبیین نسبت میان روح و ماده در دیدگاه عرفانی و فلسفی

14٬198
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت نفس و کیفیت تحقق ارواح پیش از خلق ابدان می‌پردازد. بحث با بررسی دو دیدگاه مشهور فلسفی یعنی جسمانیة‌الحدوث و روحانیة‌الحدوث آغاز شده و با نقد نگاه مادی به عالم، به دنبال یافتن حلقه‌ای مفقوده برای پیوند این دو نظریه است. ایشان با استناد به شواهد نقلی، مشاهدات عرفانی و نمونه‌های تاریخی، اثبات می‌کند که روح حقیقتی مجرد و نوری است که از ذات الهی نشئت می‌گیرد و نباید آن را در بند تعاریف مادی یا ماهوی محصور کرد. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های محدودکننده نسبت به ماده، این نکته تبیین می‌شود که تغییر در عالم، نه تغییر در ذات، بلکه تغییر در ظهور و تجلی است. در نهایت، این بحث به نتیجه می‌رسد که با اصلاح دیدگاه نسبت به ماده و درک حقیقتِ «إنیّت» روح، بسیاری از چالش‌های فلسفی در باب تجرد و حدوث نفس مرتفع می‌گردد.

حقیقت مجرد و نوری نفس انسانی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت نفس و کیفیت تحقق ارواح پیش از خلق ابدان می‌پردازد. بحث با بررسی دو دیدگاه مشهور فلسفی یعنی جسمانیة‌الحدوث و روحانیة‌الحدوث آغاز شده و با نقد نگاه مادی به عالم، به دنبال یافتن حلقه‌ای مفقوده برای پیوند این دو نظریه است. ایشان با استناد به شواهد نقلی، مشاهدات عرفانی و نمونه‌های تاریخی، اثبات می‌کند که روح حقیقتی مجرد و نوری است که از ذات الهی نشئت می‌گیرد و نباید آن را در بند تعاریف مادی یا ماهوی محصور کرد. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های محدودکننده نسبت به ماده، این نکته تبیین می‌شود که تغییر در عالم، نه تغییر در ذات، بلکه تغییر در ظهور و تجلی است. در نهایت، این بحث به نتیجه می‌رسد که با اصلاح دیدگاه نسبت به ماده و درک حقیقتِ «إنیّت» روح، بسیاری از چالش‌های فلسفی در باب تجرد و حدوث نفس مرتفع می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت مجرد و نوری نفس انسانی

11
  • می‌گویند که در همدان یک پهلوان‌هایی بودند که این پهلوان‌ها یک سینی‌هایی که تقریباً یک سانت و نیم قطر آن سینی حلوا بود همۀ حلواها را که می‌خوردند هیچ! تقریباً حلوای یک در یک متر را می‌خوردند و آن سینی را هم مثل کاغذ پاره می‌کردند، من شنیدم البته فقط می‌گویند که در همدان بوده‌اند! شما نشنیده‌اید؟! از خودمان نمی‌گوییم! خلاصه اول حلوا را می‌خوردند که یک متر در یک متر بود بعد قوی که می‌شدند این یک سانت و نیم سینی را برمی‌داشتند همین‌طور مثل پنیر پاره می‌کردند و هیچ باکی هم نداشتند!

  • حضرت داوود که این حدید براى او نرم بود آیا زور مى‌زد این حدید را نرم مى‌کرد؟! نه، این با این‌طور کارها نرم نمى‌شود پس حضرت داوود چه اعمالى در اینجا مى‌کرد؟ او آن دید مادى ما را از خودش برمى‌داشت و با این حدید رفیق و مأنوس مى‌شد و او را به خود نزدیک مى‌کرد، وقتى که آن حدید به نفس نزدیک شد دیگر درقبال تغییر و تحولات نفس واکنش نشان نمى‌دهد. متوجه شدید چه مى‌خواهم بگویم؟! چطور این ربط برقرار مى‌شود و چطور این مى‌آید آن حدید را و آن جنبۀ ذاتى او را با آن جنبۀ لطافت نفس خود نزدیک مى‌کند و وقتى نزدیک کرد دیگر مى‌تواند در آن جنبۀ روحى و ذاتى او تأثیر بگذارد. جنبۀ عرضى که دیگر تابع جنبۀ ذاتى اوست، او کارى نمى‌تواند بکند. والاّ اگر حضرت داوود همین آهن به این کلفتى را داشت ...، این حالت پیدا نمى‌شد هر کارى بکند آهن، آهن است. ذاتى هر چیز که ازدست نمى‌رود. اگر قرار باشد این ذاتى باشد ذاتى که لا یتغیر است و ازدست نمى‌رود. این ماده که در اینجا ماده و سفت است ما او را سفت مى‌بینیم، بین ما و قمر که فاصله است ما این فاصله را بعید مى‌بینیم پیغمبر که بعید نمى‌بیند، قمری که ما سرمان را بالا می‌کنیم تا نگاهش کنیم عمامه‌مان می‌افتد، این قمرِ این‌قدر بالا براى پیغمبر همین جلو است. همین جلو است و می‌گوید: بیا نازی بیا، آن جنبۀ روحى و تجردى او را به خود نزدیک مى‌کند و وقتى نزدیک کرد آن‌وقت مى‌تواند در او اثر کند خب این قوی‌تر است و جنبۀ علّى دارد و قوی‌تر است و وقتى که در او تأثیر گذاشت ماده به تبع او متأثر مى‌شود او هم شکافته مى‌شود و به دو قسمت مى‌شود. این حالا یک مطلبى خارج از این مسائل بود.

/