
حقیقت مجرد و نوری نفس انسانی
تبیین نسبت میان روح و ماده در دیدگاه عرفانی و فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت نفس و کیفیت تحقق ارواح پیش از خلق ابدان میپردازد. بحث با بررسی دو دیدگاه مشهور فلسفی یعنی جسمانیةالحدوث و روحانیةالحدوث آغاز شده و با نقد نگاه مادی به عالم، به دنبال یافتن حلقهای مفقوده برای پیوند این دو نظریه است. ایشان با استناد به شواهد نقلی، مشاهدات عرفانی و نمونههای تاریخی، اثبات میکند که روح حقیقتی مجرد و نوری است که از ذات الهی نشئت میگیرد و نباید آن را در بند تعاریف مادی یا ماهوی محصور کرد. در ادامه، با نقد دیدگاههای محدودکننده نسبت به ماده، این نکته تبیین میشود که تغییر در عالم، نه تغییر در ذات، بلکه تغییر در ظهور و تجلی است. در نهایت، این بحث به نتیجه میرسد که با اصلاح دیدگاه نسبت به ماده و درک حقیقتِ «إنیّت» روح، بسیاری از چالشهای فلسفی در باب تجرد و حدوث نفس مرتفع میگردد.
حقیقت مجرد و نوری نفس انسانی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت نفس و کیفیت تحقق ارواح پیش از خلق ابدان میپردازد. بحث با بررسی دو دیدگاه مشهور فلسفی یعنی جسمانیةالحدوث و روحانیةالحدوث آغاز شده و با نقد نگاه مادی به عالم، به دنبال یافتن حلقهای مفقوده برای پیوند این دو نظریه است. ایشان با استناد به شواهد نقلی، مشاهدات عرفانی و نمونههای تاریخی، اثبات میکند که روح حقیقتی مجرد و نوری است که از ذات الهی نشئت میگیرد و نباید آن را در بند تعاریف مادی یا ماهوی محصور کرد. در ادامه، با نقد دیدگاههای محدودکننده نسبت به ماده، این نکته تبیین میشود که تغییر در عالم، نه تغییر در ذات، بلکه تغییر در ظهور و تجلی است. در نهایت، این بحث به نتیجه میرسد که با اصلاح دیدگاه نسبت به ماده و درک حقیقتِ «إنیّت» روح، بسیاری از چالشهای فلسفی در باب تجرد و حدوث نفس مرتفع میگردد.
حقیقت مجرد و نوری نفس انسانی
10الآن همین کارهایى که در طب امروزى انجام مىشود؛ فرض بکنید که همان یونولیزهایى که دارند خون را مىکنند؛ پا را در یک محوطۀ آب مىگذارند بعد بهوسیلۀ عبور سیم و الکترود و اینها اشیاء در بدن را درمىآورند. شما بعد از یک مدت نگاه مىکنید میبینید تمام آب سیاه شد. این سیاهى از کجا آمد؟! این کفها از کجا آمده است؟! از پا آمد دیگر. مگر پاهایتان جراحت برداشته بود؟! نه، همان است. براى ما هم انجام دادند، رفقا مىدانند و همه هم دیدند که اولش چطوری بود و آخرش چطورى بود. این حکایت از این مىکند.
یکی از علل استحباب با دست غذا خوردن
اینکه در روایت داریم مستحب است که انسان با دست غذا بخورد1 و این دست این روغنها را جذب مىکند، امروزه مىگویند: اول چیزى که جذب میکند سر انگشتان است. این بهخاطر همین است دیگر یعنى یکى از موارد جذب کننده در بدن همین سر انگشتانى است که اینها مىگیرند و غذا را جذب مىکنند بدون اینکه این غذا وارد معده بشود و خواص دیگرى هم دارد. حالا شما نگاه کنید مىبینید این سفت است، سفت را ما داریم مىبینیم اما این سفت نیست بلکه همه سوراخ سوراخ است! تمام دست ما سوراخ سوراخ است و ما داریم این را سفت مىبینیم! ما داریم اینها را پیوسته مىبینیم!
همین دیدگاه نسبت به ماده است همین دیدگاه نسبت به روح است این دیدگاه نسبت به ماده اگر تغییر پیدا بکند آنوقت متوجه مىشویم که دیگر مسئلۀ تجرد روح و ماده بودنِ ماده شکل دیگرى به خودش گرفته است حالت دیگرى به خودش پیدا مىکند.
نحوه و کیفیت نرم شدن حدید برای حضرت داوود
ما نباید اینقدر به سنگ و حدید اهانت کنیم که چقدر تو سفتى، چقدر تو محکمى و...! مىگوید: نه بابا من سفت و محکم نیستم. نگاه کن این آهنى که اینقدر سفت و محکم است وقتى که در دست حضرت داوود مىآید نرم مىشود. میگوید: نرم شدم ببینید چقدر نرم شدم! آهن است اما ﴿وَأَلَنَّا لَهُ ٱلۡحَدِيدَ﴾؛2 حدید را براى او نرم کردیم. حدید که نرم نیست سفت است، اگر مىتوانى شما انجام بده، فشار بده چکش هم بزنى تکان نمىخورد اما چرا برای حضرت داوود نرم بود؟! حضرت داوود زورش بیشتر بود؟!
- . الکافی، ج 6، ص 296.
- . سوره سبأ (34) آیه 10.
