
جلسه ۷۰۰
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/3/1431
جلسه ۷۰۰
8مرحوم شیخ شهاب در این جا این را میفرمایند كه روح در جنبه إنّی خودش ماهیت ندارد وقتی كه ماهیت نداشت دیگر در مقوله جوهر نیست مرحوم علامه رضوان الله علیه اگر نمیدانم در این جا توجه كرده باشید در این جا یك حاشیه دارند به این كلام مرحوم شیخ شهاب شیخ اشراق و همین طور كلام مرحوم آخوند ایراد دارند ایشان میفرمایند كه پس این قاعده كل ممكن فهو زوج تركیبی كجا میرود آیا شما تجلی ذاتی میخواهید اسمش را بگذارید، تجرد میخواهید اسمش را بگذارید، إنیت میخواهید اسمش را بگذارید ظهور میخواهید اسمش را بگذارید هر چه میخواهید اسمش را بگذارید بالاخره ممكنٌ او واجبٌ اگر نگاه به آن جنبه ارادی حق میكنی كه آن جنبه ارادی حق در ذات خود حق است و هیچ گونه در آن جا تخللی انجام نشده اگر به جنبه خارجی اراده و ظهور اراده در خارج نگاه میكنی فهو ممكنٌ حالا كه ممكنٌ كلّ ممكنٍ زوج تركیبیو كل زوج تركیبی له ماهیتٌ اگر قرار بر این باشد كه حتی صادر اول، حتی تجلی اعظم این دارای حد نباشد پس تجلی در این جا نبوده اگر دارای تجلی است پس این ممكن است گرچه با سایر ممكنات تفاوت میكند با او كار نداریم بالاخره ممكنٌ هر ممكنی باید دارای ماهیت باشد پس شما در این جا چگونه میگویید كه در این جا إنیت إنیت صرفه است و در این جا ماهیتی ندارد و به واسطه رفع ماهیت پس بنابراین دیگر در اینجا دیگر جوهریتی معنا ندارد مثل ذات خود باری كه در آن جا جوهر نیست بلكه فوق الجوهر است بلكه خود اصل الوجود است خب در این جا هم دیگر مسئله مسئلهفوق الجوهر است نه ممكن است وقتی ممكن بود میشود زوج تركیبی حالا شما از این زوج تركیبی چه معنایی را قصد میكنید آن دیگر هر چه را میخواهید قصد كنید ما كه نمیگوییم زوج تركیبی در این جا شیر و سركه و انگبین با هم قاطی شده نه همین كه آن وجود آمده حدّ خورده حدّش همان زوج تركیبی است حدّی از نحو من الوجود و فقدان آن حیثیت اطلاقی آن فقدان حیثیت اطلاقی حدّ برای این مقدار است آن صادر اول است صادر بعد و ثانی و ثالث و اینها همین طور تا برسد به این اظلم العوالم همه اینها حدٌ من الوجود در فقدان مرتبه عالیه خب این میشود چه ماهیت پس ماهیتش عبارت است از یك مقدار البته با این توضیح بنده دارم میدهم و در این جا نیست یك مقداریش جنبه اثباتی است یك مقداری جنبه نفی است آن جنبه اثباتی همان حدّ وجود او است جنبه نفی او نفی كمالی است كه در مرتبهعالیه كه در مرتبه علیه وجود دارد و این در این جا آن مرتبه را فاقد است وقتی كه این طور شد پس این روح باز دارای ماهیت میشود و وقتی كه دارای ماهیت شد اشكال برمیگردد در جوهریت نفس را باز در این جا شما به واسطه رفع ماهیت نمیتوانید نفی كنید.
