اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/3/1431

نسخه عربی

جلسه ۷۰۰

5
  •  مرحوم آخوند در این جا مطلبی ندارد اشكال این جا است اگر می‌آمد این نقطه ضعف را هم ایشان حل می‌كرد و این نقطه ضعف را ایشان ترمیم می‌كرد دیگر اشكال نداشت مطلب ایشان از این نقطه نظر قابل حلّ بوده آن مسئله‌ای را ما عرض كردیم در بحث مسئله كیفیت اتصال ماده و در بحث مسئله جنس و فصل اگر رفقا یادشان باشد آن در این جا به درد می‌خورد یعنی در این كه چگونه یك فرض بكنید كه ماده با دید مادی ما مادّه شده و چگونه یك مجرد با دید مادی ما حكم به تجرد او شده است این قضیه تا وقتی باقی باشد این حلقه مفقوده به حال خودش موجود است وقتی آن دیدگاه ما نسبت به ماده برداشته شد و ماده را ما صرفاً یك حقیقت متغیر از مجرّد بدون تغییر و تبدل جوهری او، جوهری به معنای همان ذات او، هویت او ما دانستیم دیگر در آنجا این حلقه مفقوده پیدا می‌شود و آن فاصله دیگر از میان برداشته می‌شود تمامی‌موجودات دیگر مجرد می‌شوند همه اشیاء در عالم دیگر مجرد می‌شوند دیگر ما ماده و مجردی در آن جا نداریم فقط شكل و لون عوض می‌شود تغییر و تبدل در آن جا پیدا می‌شود یك دست در این جا به این حالت است و این دست خب در بین او خلل و فرج وجود دارد همین دست تبدیل به مشت می‌شود و دیگر خلل و فرج در او وجود ندارد و در حالی كه این همان است این ذاتش یكی است وقتی كه الان به این كیفیت است این سلولهای او تغییر پیدا نمی‌كند حالت فیزیكی او تغییری پیدا نمی‌كند حالت شیمیایی او تغییر پیدا نمی‌كند آن خونی كه الان در این رگها جریان دارد عوض نمی‌شود پلاسما و هموگلوبین و كاراتین و امثال ذلك كه در این خون هست اینه تغییر نمی‌كنند فقط چیزی كه هست جنبه وضعی او تغییر پیدا می‌كند كه آن جنبه وضعی دوباره به تغییر دیگر، وضع دیگری به خود می‌گیرد، وضع در این جا عوض شده عرض در این جا عوض شده كیف و كم در این جا تغییر پیدا كردند ولی خود آن ذات یكی است به آن شما می‌گویید مجرد همین كه سفت می‌شود و مشت می‌شود می‌گویید ماده این كه یكی بود تفاوتی در این جا ندارد این دید مادی ما است كه آمده كار را خراب كرده و ایجاد حلقه مفقوده در این جا كرده این حلقه مفقوده با از بین رفتن جنبه مادی دید برداشته می‌شود و این دو نظریه به همدیگر وصل می‌شود پس یك نظریه در این جا بیشتر وجود ندارد و آن نظریه تجلی ذات است كه همین مطلب را مرحوم شیخ شهاب الدین سهروردی اعلی‌الله مقامه با عبارت بسیار عبارت عالی و عرشی در دو كتاب خودشان ذكر می‌كنند كه به طور كلی روح یك واقعیتی است كه از همان ذات نشأت می‌گیرد و جنبه نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي1 از حیثیت ذاتی خودم این مسئله نشأت پیدا می‌كند و نفخ می‌شود و انشاء و ابداع می‌شود و اشراق و افاضه می‌شود و اضافه اشراقیه می‌شود این حیثیت ذاتیه روح كه از آن جنبه آمده است با توجه به این قضیه شما دیگر چه ماهیتی می‌توانید روی او بار كنید مگر شما می‌توانید برای ذات ماهیت قائل بشوید الحق ماهیته انیته مگر شما می‌توانید برای ذات جنس و فصل قائل بشوید جنس و فصل ذات اقتضای حیثیت علّی را دارد كه به واسطه این تركب این از وجوب متبدل به امكان خواهد شد و امكان احتیاج به علت دیگر خواهد بود و واجب الوجود به ممكن الوجود سقوط پیدا خواهد كرد همین مسئله عدم وجود ماهیت محدّده در ذات باری تعالی همین مسئله از آن جنبه ذات آن حیثیت ذاتی كه نشأت گرفته همان است آن چه را كه مربوط به اصل ذات است همان حیثیت ذات دیگر ماهیت ندارد وقتی كه جنبه تجرد پیدا بكند یك مسئله در این جا می‌ماند پس بنابراین فرق بین این و او چیست؟ اگر قرار باشد كه جا ماهیتی در آن جا وجود نداشته باشد به واسطه این كه این حیثیت از خود ذات و از صقع ذات نشأت می‌گیرد لذا رجوع او هم به خود ذات خواهد بود نه به اسماء و صفات وقتی كه این مسئله از آن جا نشأت بگیرد پس ماهیت را شما چه می‌كنید؟ پس این فاصله را شما چگونه برمی‌دارید؟

    1. سوره الحجر (١٥) آيه ٢٩