
جلسه ۷۰۰
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/3/1431
جلسه ۷۰۰
2اما این یك مسئله دیگر مشخصی است یك قضیه واقعی و مشخصی است كه كاملا این مسئله روشن است مخصوصا برای ارباب كشف این قضیه واضح است و نیازی به توضیح ندارد بلكه برای همه ملموس است، و مگر مقدمات بدیهی و اوّلیات از كجا نشأت میگیرد از همین استقراء و مشاهدات و محسوسات و ملموسات نشأت میگیرد وقتی كه بنده با چشم خودم دارم میبینیم كه یك فردی دارد در یك مجلس ازدواج به آن میگوید كه اولین فرزند شما دختر خواهد بود و به این اسم خواهد بود و دارای این شكل و شمایل است و این طوری هست دیگر چه جای شبهه برای من میماند قبل از این كه اینها در زمان عقدشان است چه برسد به این كه حالا مسائل دیگری بخواهد اتفاق بیافتد این كه از الان دارد میگوید این از كجا دارد این حرفها را میزند؟ بعد این عروسی انجام میشود نه ماه میگذرد فرزندی كه متولد میشود به عینه سر مویی با آن چرا كه گفته تفاوتی ندارد، این از كجا این حرفها را زده در عالم تخیل و توهم كه نگفته و با خیال خودش كه نیامده این مسائل را فرض كنید كه ببافد و یا وقتی حضرت امام رضا علیه السلام به مأمون میفرماید خداوند به تو پسری از فلان كنیزت خواهد داد كه اشبه الناس بامّه خواهد بود، حضرت تا فرزند را ندیده از كجا بیاید یك همچنین مسألهای را بگوید؟ از كجا حضرت میداند كه أشبه الناس بأمّه هست؟ از كجا میداند یك زائده در دست راست یك زائده در پای چپ دارد؟ از كجا میداند لابد یك چیزی هست كه دارد خبر میدهد از المعدوم لایخبر عنه و لا یخبر به این مسئله میآید.
آن بندگان خدایی كه آمدند و به مسئله روحانیت الحدوث روح را مانند مرحوم شیخ و روحانیة البقاء را اثبات كردند آنها هم همین دغدغه را داشتند آنها هم بالاخره اهل فهم بودند اهل معنا بودند آنها كه با ارواح ارتباط نداشتند گرچه احتمال دارد كه این هم بوده چون خود مرحوم شیخ در این اواخر عمر و اینها ایشان حالاتی پیدا كرده بود و یك مسائل جدیدی برای او روشن شده بود به طوری كه در اشارات به بعضی از این مسائل اشاره میكند و ایشان با آن زمان سابقش تفاوت داشت وضعیت و كیفیت گذران ایامش فرق كرده بود حالت ابتهال و عزلت به خود گرفته بود و خلاصه مسائلی داشت ایشان ولی خب بالاخره خود مرحوم شیخ آدم عادی كه نبوده با بزرگانی و با عرفایی در ارتباط بوده با آنها وثوق و یقین داشته به كلام آنها اطمینان داشته صرف نظر از این كه برای خود او هم بالاخره مطالب علمی به صورت منطقی و محكم این مطالب فلسفی بوده طبعا او هم همین مطلب را داشته چطور ممكن است كه قبل از این كه هنوز آن سلسلهعلل مادی و طبیعی در عالم ظرف و زمان تحقق پیدا میكند چطور ممكن است یك همچنین روحی مجسم بشود، چطور ممكن است بین این شخص و آن روح ارتباط برقرار بشود، چطور ممكن است حتی كه خصوصیات او منكشف بشود؟، چطور ممكن است یك شخصی در عالم كشف یا رویا از او اطلاع پیدا كند؟ این كه هنوز سلسله علل مادیش تحقق پیدا نكرده، این كه هنوز ازدواج هم نكرده پس آن فرزند كجاست ماده كه همین ماده است ماده را كه در عالم ماده مشاهده میكنیم پس حتما باید این مسئله روحانیت الحدوث روح بایستی مطرح باشد تا این كه انسان بتواند یك همچنین آثاری ترتیب داده بشود لذا دلیلشان دلیل نسبتا محكمی است از آن طرف با مراجعه به مرحوم آخوند مشاهده میكنیم یا راجع به بعضی از عرفای بزرگ كه همان طوری كه دیروز عرض شد آنها هم بر اساس همان تصور و بر اساس فهم و بر اساس آن كیفیت حیثیت ربطیه كه بوده این قضیه برای آنها این طور مجسم و روشن بوده و آمدند مسئله جسمانیة الحدوث را مطرح میكنند و مآلش را و نتیجه اش را به روحانیة البقاء ختم میكنند آنها هم برای خودشان دلیل داشتهاند.
