اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت نفس و روح انسان از منظر حکمت اشراق و تفکر توحیدی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های حکمت مشاء درباره جوهریت نفس آغاز شده و با عبور از کثرت‌گرایی، به این نتیجه می‌رسد که نفس، حقیقتی مجرد و نوری است که ماهیت ندارد و از سنخ صورت و ماده نیست. در ادامه، با استناد به آیه شریفه «وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي»، جایگاه ممتاز روح انسان و ارتباط آن با صقع ذات الهی بررسی می‌شود. استاد با نقد اشتباهات رایج در فهم رابطه نفس و بدن، بر این نکته تأکید می‌کنند که روح، مالک و محیط بر بدن است و بدن صرفاً قالبی در کنترل نفس محسوب می‌شود. در نهایت، ضرورت دقت در انتخاب واژگان و حفظ اصالت زبان عربی در ترجمه و فهم متون دینی، به عنوان ابزاری برای درک دقیق‌تر حقایق هستی مورد تأکید قرار می‌گیرد.

حقیقت مجرد و نوری نفس انسان

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت نفس و روح انسان از منظر حکمت اشراق و تفکر توحیدی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های حکمت مشاء درباره جوهریت نفس آغاز شده و با عبور از کثرت‌گرایی، به این نتیجه می‌رسد که نفس، حقیقتی مجرد و نوری است که ماهیت ندارد و از سنخ صورت و ماده نیست. در ادامه، با استناد به آیه شریفه «وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي»، جایگاه ممتاز روح انسان و ارتباط آن با صقع ذات الهی بررسی می‌شود. استاد با نقد اشتباهات رایج در فهم رابطه نفس و بدن، بر این نکته تأکید می‌کنند که روح، مالک و محیط بر بدن است و بدن صرفاً قالبی در کنترل نفس محسوب می‌شود. در نهایت، ضرورت دقت در انتخاب واژگان و حفظ اصالت زبان عربی در ترجمه و فهم متون دینی، به عنوان ابزاری برای درک دقیق‌تر حقایق هستی مورد تأکید قرار می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت مجرد و نوری نفس انسان

12
  • لزوم اهتمام علما و حوزه نسبت به جلوگیری از تغییر لغات

  • من یک روز به دیدن یکى از آقایان مراجع رفته بودم یعنى مى‌خواستم بازدید ایشان را بکنم چندى پیش بود یک چیزى در آنجا بود به من دادند، گفتم: آقا این چه‌ عبارتى است شما در اینجا نوشته‌اید؟ چه اشکال داشت که شما به جاى این لغت این را بگذارید؟! بنده خدا سرش را تکان داد و خجالت کشید و گفت که بله صحیح مى‌فرمایید و گفت که آخر... گفتم: آخر اگر ما نیاییم نسبت به مسائل اهتمام نداشته باشیم خب این توقع را از چه کسی باید داشته باشیم؟! خیلى مرد محترمى است بسیار بسیار از سایر افراد چیزتر است. گفتم که اگر قرار باشد ما در همه چیز دنباله‌رو باشیم پس چرا به ما این را مى‌گویند؟! چرا این عنوان را باید بدهند؟! بعد پذیرفت و گفت: از دقت ‌نظر حضرت‌عالی تشکر مى‌کنم. گفتم: خیلى ممنون، إن‌شاءالله ترتیب اثر بدهید. گفت: چشم چشم خیلى چیز کرد. ترتیب اثر باید داد. شما به‌عنوان یک فرد محترم و فلان و این حرف‌ها! آدم باید بداند!

  • معنای اسم «هو»

  • مرحوم والد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ خیلى مسئله را مى‌فهمید و قضیه را تشخیص مى‌داد و سر نخ‌ها را مى‌فهمید که کجاها هست و چه مطالبى را مى‌فهمید که قضایا کجاست و چه مسائلى پشت پرده هست. او تشخیص مى‌داد. علىٰ‌کلّ‌حال وظیفۀ علما و آن صاحب‌نظران و آن کسانى که درد دین دارند و آن کسانى که مطالب را دقیق‌تر بررسى مى‌کنند این است که جلوى افراط‌ها و تفریط‌ها را بگیرند و خط بدهند و توجیه کنند. هر کسی با دو کلمه سواد آمده یک حرفى را مى‌زند خب این را بایست توجیه کرد و باید تصحیح کرد و نباید دنباله‌رو بود.

  • در این‌گونه مسائل هم همین‌طور است چطور یک واضع لغت مى‌تواند از یک حقیقت مجرده‌اى که در آن حقیقت مجرده، نه حدى هست و نه کیفى هست و نه لونى هست و نه کمّى هست و نه حدود ماهوى هست، یک هم‌چنین لغتی وضع کند. اصلاً خود لغت یعنى مابإزاء خارجى حدود. اصلاً خود مفهوم لغت یعنى همین یعنى ما‌بإزاء! اگر ما مى‌توانستیم براى مقام هوهویت ذات یک اسمى وضع کنیم خب مى‌کردیم. این چه‌ اسمى باید باشد؟! لذا گفتیم: «هو» یعنى فقط جنبۀ اشارت و کنایت و حکایت، همین! دیگر آن اسم که مسمّایى داشته باشد و خصوصیات را بخواهد بیان کند، آنجا جاى خصوصیات نیست لذا با قرائن، شواهد، ضمّ مطالب و کلمات مختلف یک معناى مبهم اجمالى به‌دست مى‌دهد. من گنگ خواب دیده و... . ابن فارض هم به این کیفیت بیان مى‌کند:

/