
جلسه ۶۹۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: مکتب تشیّع احیاگر مبانی فطرت ـ 19/3/1431
جلسه ۶۹۷
8امام صادق میفرماید برای من گربه و آدم یكی است این مكتب مكتب امام صادق است، چرا؟ چون آن چه كه برای من مهم است صدق است، آن چه كه برای من جعفر بن محمد نازل شده است حق است، صدق است، واقعیت است چرا به یك نصرانی آن چه را كه در حق او نبود به او نسبت دادی؟ چرا؟ پس الان نتیجه این عملی را كه الان تو كردی، خب رگهای گردن حضرت برافروخته شد و حضرت حتی در یك روایت فرمودند دیگر با من ملاقات نكن دیگر با تو صحبت نمیكنم، دیگر با تو حرف نمیزنم.
این حقوق بشر و سازمان ملل و اینها بیایند ببینند كه در این مكتب ما چه مسائلی وجود دارد؟ اینها را ما باید برای غرب و برای آنها بگوئیم تا بفهمند كه اسلام چیست؟ بفهمند كه لواداران ما چگونه فكر میكردند و چگونه میآموختند خودشان چگونه بودند؟ راهشان چگونه بود؟ اینها را بیایند اعلامیه حقوق بشر كنند، این كلمات امام صادق را بیایند، این روش آنها را و در نظر بگیرند این مسائل را، آن جنگهای صلیبی كه بر علیه اسلام راه افتاد را با این كلام امام صادق بگذارند در كنار هم آن وقت میفهمند اعلامیه حقوق بشر را كی باید بنویسد و از كجا باید سورس ها و منابعش را به دست بیاورند و بتوانند آنها را بنویسند.
در همین قضیه كه اتفاق افتاد دو مسئله انجام شد مسئله اول این كه در این لحظه دیگر من با تو نیستم، تو خلاف كردی، شیعه میخواهی باش، قربان عمهات بروی با آن شیعه بودنت، خلاف كردی، خلاف است، میخواهی شیعه باش، میخواهی یهودی، برای من فرقی نمیكند پیام امام صادق این است شیعه و یهودی بودن به درد من نمیخورد، دروغ گفتی یا نگفتی؟ این به درد من میخورد، راست گفتی یا نگفتی؟ حق گفتی یا نگفتی؟ چون در اینجا باطل گفتی از صف من جدا شدی و دیگر من با تو نیستم این یك طرف قضیه و اما طرف دیگر قضیه من با این كنیز هستم چون این الان در ذهن خودش خود را مظلوم احساس كرد این آن چیزی است كه من میخواهم بگویم امام صادق میفرماید من الان با این مظلوم هستم به این ظلم شده نصرانی است ولی به او ظلم شده و به ناحق ظلم شده اصلا خود معنای ظلم یعنی ناحق بودن دیگر این قید توضیحی است این خود را الان در كنار من، مظلوم میبیند و من اجازه نمیدهم به هیچ احدی كه در ارتباط با من جعفر بن محمد است، خود را در قبال من مظلوم احساس كند، این اجازه را من نمیدهم میخواهد یهودی باشد، میخواهد نصرانی باشد، میخواهد با حجاب باشد، میخواهد بی حجاب باشد، میخواهد جوان باشد میخواهد پیر باشد، میخواهد عالم و مجتهد باشد، میخواهد یك فرد عامی باشد، برای من تفاوت ندارد، حق، حق است، باطل، باطل است، صدق، صدق است، كذب، كذب است برای من جعفر بن محمد معیار عوض نمیشود، معیار یكی است، حالا چون این آقا عالم و مجتهد است كذبی كه او میگوید تبدیل به صدق میشود؟ هیهات هیهات گُرز میآورند روز قیامت به همان خازن جهنم میگویند در سر این مجتهدی كه دروغ گفت به مردم چنان بكوب و به آدمی كه مظلوم واقع شد، به رضوان بهشت میگویند ببر او را در صدر بهشت جای بده، گر چه نصرانی باشد، نصرانی باشد، پس این همه آیه مستضعفین برای كه آمده؟ برای شیعیان آمده، برای شیخ انصاری و شیخ مفید آمده برای اینها آمده همین، بیچارهها، برای شیخ صدوق آمده، شیخ طوسی و صدوق همین ها كه بر اساس فطرتشان آمدند و بر اساس فطرتشان دارند قضاوت میكنند دارند قضاوت میكنند بر اساس آن فطرت جواب امام صادق را چه میخواهم بدهم؟ معاویه آمد چه كار كرد؟ پسرش را آورد و آن بساط راه انداخت.
