
جلسه ۶۹۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: مکتب تشیّع احیاگر مبانی فطرت ـ 19/3/1431
جلسه ۶۹۷
5هر جا كه صدق وجود دارد آن جا ما باید رسول خدا را در آن جا بیابیم اگر چشم داشته باشیم این یك خرده این را باز كنیم این پلكها را بزنیم بالا این قدر چشمانمان را نبندیم، چشمی را كه خدا گفته باز كن تا سنگ در كلهات نخورد این را هی نبندیم این چشم را یك خرده باز كنیم میبینیم كه در هر جا كه حق است رسول خدا میگوید من در آن جا هستم، اگر حرف دوم دروغ باشد، خداحافظ ما نیستیم، رسول خدا میرود بیرون از منزل، دوباره یك حرف حق میزند دوباره میآید تو، من الان در این جا هستم در فلان مسجد در فلان مسجد حرف صحیح گفته میشود آن منبری حرف میزند حرف حق را از روی اخلاص نه از روی كلك، چون آدم خیلی از حرفها را از روی كلك و مصالح میزند، نه، حرف حق به خاطر حق بودنش گفته میشود، قل الحق ولو علی نفسك، صدق بر اساس صدقش گفته بشود آن منبری یك حرف صدق میزند حرفی كه به او معتقد است و صدق است و به خاطر صدق بودنش نه به خاطر این كه بگویند ا این آقا راست میگوید، آدم خوبی است، این آقا راست میگوید این پدرسوختگی است این كلك است، این تئاتر است، آن كه دارد میزند و بین خود و بین خدا دارد همان را كه میفهمد صدق است میزند و چیز دیگری را در نظر ندارد، در آن لحظه رسول خدا كنار پای منبرش نشسته و دارد به مطالب او گوش میدهد تا یك مسئله را عوض كرد نه این را دیگر نباید به مردم گفت نه دیگر ... خداحافظ شما من رفتم بیرون، به صاحب عزا میگوید خداحافظ شما.
این زبان حال است ها تا دیدید عوض شد بدانید رسول خدا دارد از مجلس میرود بیرون به صاحب عزا یك چیزی هم میگوید، انشاءالله خدا ببخشد بیامرزد، دارد میرود بیرون، چرا؟ چون رسول خدا یك حقیقت مجسم مجسّد محقق ١٤٠٠ سال پیش نیست رسول خدا و امیرالمؤمنین یك حقیقت پایدار ازل و ابد در تاریخ وجود هستند، هر وقتی كه وجود تشكل و تقید ماهوی به خود گرفت در آن جا رسول خدا و ولایت امیرالمؤمنین بوده و انتها هم كه ندارد، تا قیامت هم ندارد، تا بعد از قیامت هم ندارد تا خدا خدایی میكند این حقیقت همیشه هست.
