
جلسه ۶۹۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: مکتب تشیّع احیاگر مبانی فطرت ـ 19/3/1431
جلسه ۶۹۷
11در اینجا بنده مسائلی دارم و قضایا و حكایت هایی دارم در اینجا كه نگفتم، در همین جریان طیب و دیگران، مرحوم آقا چه كارها كردند و چه افرادی آمدند و سنگ انداختند، آن چه از دست مرحوم آقا برآمد انجام دادند كه طیب را شهید نكنند و به شهادت نرسانند، این را خیلی ها نمیدانند، یعنی كسی هم اطلاع ندارد از این قضیه، ولی خب بالاخره مآلش این بود دیگر، مآلش این بود كه دیگر از این دنیا راحت بشود. یك وقتی ما در مشهد بودیم قرار بود در خواجه ربیع، آنجا یك قبری است، قبر یك پزشك اتریشی است كه آمده بود در ایران و به واسطه عنایت حضرت و معجزاتی كه از امام رضا دیده بود شیعه شده بود و خیلی پزشك ماهری بود، جراح ماهری بود در همان زمان رضاشاه و در بیمارستان عمل میكرد در آن زمان شنیده شد بعد از این كه او عمل میكند عدهای از پزشكان میآیند و جای عمل او را آب میپاشند كه این عفونت كند و خلاصه این كارش خراب بشود، ـ از این چیزهایی كه همه جا هست ـ و او میفهمید و به روی خودش نمیآورد و بعد میآمد قیچی میكرد و پانسمان میكرد و مسائل دیگر. اسمش پروفسور رُش رسینگر بود؟ رُشش یادم است یك همچنین اسمی داشت، موقعی كه میخواستیم برویم بین الطلوعین بود كه میخواستیم با یكی از دوستان در آن موقع برویم و ایشان برای جهتی من را فرستاده بودند كه متن روی قبرش را بیاوریم كه ظاهرا در كتابشان بیاورند، نمیدانم در كدام كتاب آوردند. وقتی میخواستیم برویم به من این را گفتند: برو بنشین سر قبرش فاتحه بخوان، انا انزلناه بخوان، و از او مدد بگیر، مدد بگیر، برای راهت و ... این را میگویند یك عارف، نصرانی بوده، ولی این حقیقت الان وجود دارد، این واقعیت وجود دارد، فردی بوده صادق، امین، خالص بوده و كارش را برای خدا میكرده به واسطه عنایت حضرت شیعه شده و این الان در این بارگاه حضرت جا پیدا كرده، نوكر امام رضا شده، نوكر امام رضا ارزش دارد، پیش خدا ارزش دارد و باید رفت از او مدد گرفت، نباید بگوییم خب خود امام رضا هست؟ آن حقیقت در این هم تجلی كرده و هر جا تجلی بكند تجلی است هر جا تجلی بكند نور است هر جا تجلی بكند ولایت در آن جا است این است قضیه، ما آن جا رفتیم و بر سر او نشستیم و او را شفیع قرار دادیم و قبر خواجه ربیع نرفتیم! چرا؟ چون من او را با موافق با مرام امام رضا نمیدانم، گنبد دارد برای خودش داشته باشد امام رضا به او فرمود برو این كار را بكن، گفت نه من این كار را نمیكنم، نمیگویم آدم بدی است، ولی من نرفتم حالا هر كسی میخواهد برود برود حالا یكی جور دیگر برداشت میكند برود فاتحه بخواند من نرفتم دیگر نرفتم، این و آن ندارد یعنی آن واقع هر جا هست همان جا ظهورش را پیدا میكند مسیحی باشد مسیحی باشد هر چه میخواهد باشد این الان آمده در دریا و طاهر شده و پاك شده و الان ارزش و قیمت پیدا كرده است.
