اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد: مکتب تشیّع احیاگر مبانی فطرت ـ 19/3/1431

نسخه عربی

جلسه ۶۹۷

7
  •  ما فقط نگاه به ریش و عمامه می‌كنیم نگاه به افكار برخاسته از فطرت افراد نمی‌كنیم، این كنیز الان در ذهن خود دارد تو را محكوم می‌كند، من كه ولد فلان نیستم چرا تو به او گفتی ولد فلان؟ چرا گفتی؟ شیعه نیست نباشد، مسلمان نیست نباشد، انسان كه هست، بشر كه هست، انسان هم نباشد، بشر نباشد اصلا من می‌گویم حیوان باشد، مگر به حیوان باید خلاف گفت؟ خلاف مگر باید گفت به حیوان؟ مگر انسان می‌تواند خدعه كند؟ مگر می‌تواند؟ نه، نمی‌تواند حیوان هم می‌خواهد باشد نمی‌تواند، بعضی موارد پیش می‌آید كه من مثلا می‌بینم كه گاهی اوقات در منزل خب گاهی اوقات گربه می‌آید و گاهی اوقات می‌آید در خانه و بچه‌ها به او چیز می‌دهند و اینها می‌روند گاهی از اوقات برای بیرون كردن گربه از منزل من می‌بینم یكی از اهالی منزل كه یك كاسه دستش می‌گیرد كه مثلا در آن شیر است یا در آن گوشت است یا یك چیزی كه این به هوای آن می‌رود بیرون وقتی آمد بیرون این در را می‌بندد می‌گویم نكن این حرام است، این عمل حرام است، یك چیزی در آن بگذار یا شیر بریز یا ماست بریز یا گوشت بگذار، این عمل خدعه با گربه حرام است، زیرا او بر اساس نفسش و بر اساس ذهنش و بر اساس همان توهم و تصورش دارد حركت می‌كند بر اساس فطرتش یك مرتبه مواجه می‌شود، ا، این نشد ...، خیال نكن كه این الان حیوان است حالیش نیست، ولش كن بگذاریم برود بیرون در را ببندیم كثیف می‌كند اتاق را، ولش كن بگذار، نه، بیرونش بكن، باید بیرون بكنی كثیف می‌كند، اینها به جای خود محفوظ، ولی با صداقت باید بیرونش كنی، نه با كلك و حقه بازی و دروغ و تقلب، با صداقت، با امانت، با صفا و با همان چیزی كه در تحت توهم او است در تحت تصور او است، در تحت وضعیت او است، عقل كه ندارد ولی تشخیص دارد، خیال نكنید كه گربه تشخیص نمی‌دهد، خوب تشخیص می‌دهد قشنگ تشخیص می‌دهد، آدم خوب را از بد تشخیص می‌دهد كلك را از غیر كلك تشخیص می‌دهد اینها مال چیست؟ به همان مقدار خدا به او معیار داده به همان مقدار خدا به او قیاس داده، وقتی كه سفره انداختند، من دیدم یك گربه آمده آن جا بالای پنجره دارد میو میو می‌كند گفتم اول باید بروید به این بدهید، غذا نمی‌خورم تا وقتی بروید به آن غذا بدهید، چرا؟ چون یك حیوان است، حالا یا می‌گویند آقا به این غذا دادیم و بیخود سروصدا می‌كند، خیلی خب دیگر حالا مطمئن می‌شویم كه سیر است، یا این كه حالا یك چیزی هم به این بدهند، یا نه اگر واقعی است چرا باید یك حیوان نگاه كند همین طور و ما غذا بخوریم؟ چرا در عالم وجود ما باید مقدم باشیم؟ روی چه حسابی؟ او باید مقدم باشد؟ او اولی است او باید مقدم باشد.