
جلسه ۶۹۶
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 11/2/1431
جلسه ۶۹۶
7تلمیذ:
استاد: همان جسم دیگر جسمیكه در ظرف خاص قرار گرفته برای رسیدن به همان نفس ناطقه
تلمیذ:
استاد: ثم خلقناه خلقا آخر دیگر همین خلقناه خلقا آخر همین سلسله علقه و مضغه و ثم اذا كسونا العظام لحماً همین جسم در نتیجه ایشان میگویند باید خودش برسد به یك نتیجه مادی ولی از آن جایی كه این با بقیه فرق میكند این در ذات خودش یك هدف و غایت مقصود بالاتری را از سایر اقسام تقاضا میكند كه با سایر افراد فرق كند همان حقیقت انسانی است پس بنابراین این حقیقت انسانی زاییده این سیر این جسم نیست این حقیقت انسانی هدفی است كه خود آن فیاض به خاطر این كه این بتواند این انسان امتیاز پیدا كند میدهد نه به خاطر این كه خود این، استعداد دارد خود این استدعای ماده را میكند بیش از این قدرت كاری از او برنمیآید فالبدن استدعا بمزاجه الخاص با مزاج خاص خودش با همان كیفیت شاكل خاص خودش استدعا میكند یك امر مادی را لكن جود المبدأ الفیاض جود مبدأ فیاض اقتضی ذاتا قدسیی این اقتضای ذات قدسی را میكند برای این. مسألهای كه در اینجا كه آن عبارت است از همان تدبیر بدن به و رسیدن افاعیل انسیه بشریه و به كمالات و كما ان الشیء الواحد یكون جوهرا و عرضا باعتبارین همان طوری كه شیء واحد میتواند هم جوهر باشد و هم عرض باشد به دو اعتبار یكی به اعتبار ذات خودش ممكن است جوهر باشد ولی به اعتبار تعلقش به بدن ممكن است عرض باشد كه در مورد نفس ناطقه گفتیم فكذلك قد یكون امر واحد همین طور گاهی یك امر واحد مجرداً و مادیاً به دو اعتبار هم میشود مجرد باشد و هم مادی باشد به دو اعتبار فالنفس الانسانیه مجردی ذاتا مادیی فعلا نفس انسانیه ذاتا مجرد است ولی فعلا مادی است كه البته ما این مطلب را قبول نداریم و حالا این را در باب نفس این مسئله را میآییم مطرح میكنیم فهی من حیث الفعل از حیث فعل من التدبیر و التحریك مسبوقی باستعداد البدن و مقترنی به از حیث فعل این از تدبیر و تحریك این كارهایی را میكند قلب میزند ریه حركت میكند چشم دارد میبیند اینها كارها را همه را كی دارد میكند؟ نفس میكند پس الان جنبه مادی دارد چون نفس آمده در ماده این فعل را انجام میدهد یعنی آمده همین شده.
