اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 11/2/1431

نسخه عربی

جلسه ۶۹۶

2
  •  فرض كنید كه نامه یا كتابی را باز می‌كنید این جا نوشته باسمه تعالی بعد شروع به مطلب كتاب نامه و هر چه ... تا چشمتان می‌افتد به باسمه تعالی بالاخره یك تفكری، ذهنیتی برای انسان حاصل می‌شود آیا ذهنیت همانی است كه با نگاه كردن به بسم الله الرحمن الرحیم پیدا می‌شود یا فرق می‌كند! این همانی است كه منظور نظر بزرگان است این است كه وقتی در نامه اسم الله می‌آید یك حساب دیگری برایش باز می‌شود هم نسبت به خود نامه و هم نسبت به خواننده هم نسبت به خود نویسنده و مطالبی را كه می‌خواهد بگوید و هم نسبت به خواننده كه می‌خواهد این را بخواند.

  •  فرض كنید كه اصلا باسمه تعالی هم نباشد حالا آن یك ضمیری دارد كه بخواهد برگردد ولی انسان می‌بیند كه در ورود به مطلب یك حال و هوا و یك فضای دیگری برای انسان ایجاد می‌شود كه در آن فضا مطالب را تلقی و دریافت می‌كند به مقتضای آن فضا در نگرشش تأثیر می‌گذارد اینها همه چیزهایی بوده كه بزرگان به آن توجه و دقت داشتند و بی جهت هم نبوده یعنی حسابی در كار بوده است.

  •  بحث راجع به كلام مرحوم آخوند به این جا رسید كه بنابر فرمایش مرحوم آخوند صورت نوعیه دارای حقیقت جوهریه نیست بلكه صرفا یك عرض خاصی است، عرض خاص لازم كه این عارض می‌شود بر آن عرض عام دوباره لازم دیگر و از انضمام این دو به یكدیگر یك حقیقت نوعیه‌ای تشكل پیدا می‌كند.

  •  اشكالی كه به نظر می‌رسید كه بر این مسئله وارد است این است كه صورت نوعیه در اشیاء خارجی متفاوت است در بعضی از چیزها مثل همین صورت نوعیه اشیاء و جمادات و امثال ذلك این دارای یك خصوصیتی است و شما می‌توانید یك تصوری بكنید كه صورت نوعیه در این جا یك امر مجرد خارجی نیست كه صانع و فاعل، آن صورت نوعیه را از آن جا برداشته باشد و به انضمام ماده در آن جا اتحاد و حالا تركیب مزجی اتحادی، حالا هر چه هست، در آن جا انجام داده كه هر دو جوهر هستند هم ماده جوهر است هم صورت نوعیه جوهر است و به واسطه انضمام این دو جوهر خودش یك نوعی در خارج پدید می‌آید حالا در مورد اشیاء دیگر ممكن است بتوانیم بگوییم، فرض كنید در حجریت خود حجریت، صورت نوعیه را از جای دیگر نیاورده یعنی همان ماده حجر وقتی كه به واسطه فعل فاعل و تأثیر علت آن، تشكل پیدا می‌كند و خاطر اعمالی كه فاعل یا صانع (هر چه می‌خواهید اسمش را بگذارید) در آن جهت تسبیبی و جهت علمی‌آن می‌كند حقیقتی كه متولد می‌شود و این به آن صورت درمی‌آید، اسم آن را صورت نوعیه می‌گذاریم درست مثل كمیتی كه این كمیت عارض می‌شود بر یك جسم تعلیمی‌یا طبیعی و به واسطه این تغییر و تبدل و شكلی كه در وضع این ماده به وجود می‌آید این كمیت هم متولد می‌شود ولی كمیت خودش فی حد نفسه چیزی نیست تا این كه عارض بشود. وقتی یك ماده‌ای دستتان است و این ماده را با حركات دست به شكل خاص درمی‌آورید در واقع كمّی‌را نمی‌آیید به این اضافه كنید بلكه هر تصرفی كه در این جا می‌كنید تصرف در خود ماده است و به واسطه تصرف در ماده كمّ، خودش به وجود می‌آید و انتزاع میشود و ظهور پیدا میكند شما بخواهید یا نخواهید ظهور پیدا می‌كند اصلا به فكر و اراده شما تعلق ندارد حتی شما در خواب هم این ماده را بكشید این تبدیل به یك خطوطی یا شكلی خواهد شد و هر كدام از این اشكال برای خود كم خاص خود را دارد یكی مثلث می‌شود یكی مربع یكی دایره می‌شود یكی ذوزنقه و این این طور نیست كه از جایی آمده باشد بلكه تصرف در خود ماده و در خود این شیء هست كه كم را ایجاد می‌كند كم از جایی نیامده لذا می‌گویند كه اذا وجد فی موضوعٍ به خاطر همین است از جایی شما آن را نیاورید به این بچسبانید و بعد اسم او را بگذارید كم، اسم او را بگذارید كیف، اسم او را بگذارید جِدِه و امثال ذلك. نفس تحقق یك شیء اقتضای ظرفیت و مظروفیت می‌كند مكان از جایی نیامده شما یك شی‌ای را بگذارید در یك مكان بعد اسم این را بگذارید ظرف و این را بگذارید مظروف. وقتی كه شما در این اتاق قرار گرفتید این اتاق می‌شود ظرفِ برای شما این مدرسه می‌شود ظرف برای اتاق این مدرسه كه در این مكان قرار گرفت شهر و بلده قم می‌شود ظرف و همین طور و هلُمَّ جرّا ما مكان نداریم زمان نداریم، نفس وجود شیء. خود نفس وجود شیء مولد زمان است كه البته این بحث زمان را بعد در مبحث خودش می‌گوییم كه اصلا به طور كلی بحث حركت و زمان و مكان آیا این مقوله، وجود خارجی دارد یا از عوارض انتزاعی از آن شیء و تعین خارج هست؟ فلذا ما می‌بینیم كه خود ظرفیت فی حد نفسه، خود شیء است بسته به آن مظروفی است كه به اعتبار آن مظروف آن ظرفیت هم تشكل پیدا می‌كند اگر من در این جا نیایم این اتاق ظرف نخواهد بود اتاق اتاق است. چه وقت اتاق را ظرف می‌گذارید و یا اسم اتاق را مكان می‌گذارید؟ وقتی كه یك مظروفی در او باشد در قیاس با آن جوانب و جهات سته است كه یك امری در این جا خود به خود تولید خواهد شد و به او می‌گویند ظرف به او می‌گویند مكان و امثال ذلك.