اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 10/2/1431

نسخه عربی

جلسه ۶۹۵

2
  •  پس بنابراین این ذهنیتی كه ما داریم و با آن ذهنیت امر مشترك را در نظر می‌گیریم خود آن ذهنیت دارای صورت است! آن اشتراكی را كه ما بین انسان و بین بقر و غنم و سایر حیوانات آن اشتراك را در نظر می‌گیریم و اسم او را جنس می‌گذاریم آن اشتراك عبارت است از یك حقیقتی كه دارای صورت است ولی صورت خود او یك صورت قابل انبساطی است و قابل توسعه و انتشاری است كه همه انواع صورت را در بر می‌گیرد انسان را در بر می‌گیرد بقر و غنم را دربر می‌گیردكوچكترین ذره حیوانی كه بتواند مصداق برای او باشد آن را دربرمی‌گیرد و آن عبارت از یك جاندار متحركی كه بقای او به بقای نفس او است یك همچنین حقیقتی را ما در ذهن تصور می‌كنیم و اسم حیوان را بر او می‌گذاریم این كه الان اسم حیوان را بر او می‌گذاریم نه به جهت این است كه خود همین حقیقت ما به عینه در خارج مصداق دارد نه مصداق ندارد آن چه كه در خارج مصداق دارد غنم و بقر و اسب و شیر و پلنگ است اینها چیزهایی است كه در خارج مصداق دارند ولی صورت ذهنیه ما در خارج مصداق ندارد آن مصداقش فقط خود ذهن است فقط یك فرد دارد هم كلی است و هم جزئی است كلی به لحاظ انطباقش با خارج جزئی است به لحاظ تشخصش تا تشخص پیدا نكند شما در ذهن نمی‌توانید تصور كنید و نمی‌توانید امر كنید بر این كه او حاصل بشود خود آن مخاطب می‌تواند به شما اعتراض كند كه آن چه از من خواستید در خارج مصداق ندارد پس امر شما لاامر است باید شما مصداق برای این تعیین كنید این كه برو یك كیلو سبزی بخر از كجا بخریم سبزی را از سر كوچه بخر از فلان بقالی پشت آن چهارراه بخر از فلان مركز شهر بخر یك كیلو سبزی این معنای مبهمی است مصداقش مبهم است بالاخره هركدام از این محلات خودشان یك نوع سبزی دارند و به واسطه همان خصوصیت جزئیه و تشخص خارجی فرق می‌كنند حالا این شخص به شما بگوید كه آقا چون شما تعیین نكردید و امر شما مبهم بود پس ما همین طور در خانه می‌نشینیم و از جای خود هم تكان نمی‌خوریم! چون وقتی كه مولا امر بكند باید مراد جدی خود را در مقام تخاطب بیان كند و این مولا آمده فقط مبهم گویی كرده نیامده مصداق را تعیین بكند و در مقام ابهام و اجمال هم كه اصل بر برائت تكلیفیه است! كه این داخل می‌شود در شبهات حكمیه تكلیفه كه در آنجا اصل بر برائت! و ...