اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان ماده و صورت در حرکت جوهری

14٬187
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکما و مرحوم صدرالمتألهین درباره چرایی عدم اخذ جنسیت از صورت آغاز می‌شود و با تحلیل جایگاه ابهام در ماده و نقش صورت نوعیه در فعلیت‌بخشی به آن ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به مسئله جوهریت نفس ناطقه به عنوان صورت نوعیه جسم می‌پردازند و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان جوهریت نفس را با حیثیت تعلق آن به بدن جمع کرد. این مباحث در نهایت به نقد نقض‌های وارد شده بر قاعده حکما در باب حرکت جوهریه و تبیین حقیقت واحد وجود ختم می‌شود تا مخاطب با سیر منطقی تحول از ماده مبهم به فعلیت‌های مشخص آشنا شود.

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکما و مرحوم صدرالمتألهین درباره چرایی عدم اخذ جنسیت از صورت آغاز می‌شود و با تحلیل جایگاه ابهام در ماده و نقش صورت نوعیه در فعلیت‌بخشی به آن ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به مسئله جوهریت نفس ناطقه به عنوان صورت نوعیه جسم می‌پردازند و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان جوهریت نفس را با حیثیت تعلق آن به بدن جمع کرد. این مباحث در نهایت به نقد نقض‌های وارد شده بر قاعده حکما در باب حرکت جوهریه و تبیین حقیقت واحد وجود ختم می‌شود تا مخاطب با سیر منطقی تحول از ماده مبهم به فعلیت‌های مشخص آشنا شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

9
  • پاسخی که مرحوم آخوند در اینجا دادند این است که گرچه نفس جوهر است ولى این از حیثیت وجود فى‌نفسه خود اوست نه وجود لغیره، درحالى‌که در باب صور نوعیه بحث ما از وجود لغیره است یعنى وقتى که این صورت نوعیه مى‌خواهد بر ماده عارض بشود، این در اینجا یک وجود لغیره‌اى دارد که به‌لحاظ آن وجود لغیره این جنس نمى‌تواند دیگر ذاتى او باشد و دو امر جدایى هستند؛ یکى براى خودش ماده است و یکى هم نحوُ الوجود است و یکى هم آن صورت نوعیه‌اى که وجودش در اینجا وجود لغیره است و اینها لازم و ملزوم همدیگر هستند. مادۀ بدون صورت نمى‌شود و صورت بدون ماده نمى‌شود. این دو بر همدیگر عارض مى‌شوند و این عروض که در خارج جنبۀ اتحاد پیدا مى‌کند، این جنبۀ اتحادش که به‌لحاظِ همان حقیقت ماهوى اوست باعث مى‌شود که شما یک حقیقت واحد در خارج ببینید.

  • بنابراین این صورت نوعیه، خودش در اینجا نمى‌تواند داخل در مقولۀ جوهر باشد به‌خاطر اینکه حقیقت جوهریه إذا وُجدَ وُجدَ لا فى موضوعٍ است و این صورت نوعیه یک حقیقتى است برخواسته از آن ماده‌اى که در خارج هست، نه‌اینکه مثل شکر و آب باشد و شما از یک جا آب و شکر بیاورید و باهم مخلوط کنید شربت کنید تااینکه بگویید: هرکدام از اینها یک وجود جوهرى دارند و بعد در ترکیبشان یک امر خارجى پیدا مى‌شود. نه، همان شکلى که ماده به آن شکل و هیئت خاص درمى‌آید یک‌دفعه صورت نوعیه سر بلند مى‌کند و مى‌گوید که ما هم هستیم! مى‌گوید که مگر شما کجا بودید؟! مى‌گوید: من که الآن هستم! مى‌گویند: تو هستى من تو را هست کردم. تو این وسط کجا بودى؟! تا من این چوب را ارّه نکنم، قطع نکنم، نتراشم، به این شکل درنیاورم و آن نجار بنده خدا خودش و پدر خودش را درنیاورد تااینکه به این کیفیت دربیاورد این شکل و شمایل این صندلى و کرسى از کجا پیدا مى‌شود؟!

/ 0