اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان ماده و صورت در حرکت جوهری

14٬187
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکما و مرحوم صدرالمتألهین درباره چرایی عدم اخذ جنسیت از صورت آغاز می‌شود و با تحلیل جایگاه ابهام در ماده و نقش صورت نوعیه در فعلیت‌بخشی به آن ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به مسئله جوهریت نفس ناطقه به عنوان صورت نوعیه جسم می‌پردازند و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان جوهریت نفس را با حیثیت تعلق آن به بدن جمع کرد. این مباحث در نهایت به نقد نقض‌های وارد شده بر قاعده حکما در باب حرکت جوهریه و تبیین حقیقت واحد وجود ختم می‌شود تا مخاطب با سیر منطقی تحول از ماده مبهم به فعلیت‌های مشخص آشنا شود.

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکما و مرحوم صدرالمتألهین درباره چرایی عدم اخذ جنسیت از صورت آغاز می‌شود و با تحلیل جایگاه ابهام در ماده و نقش صورت نوعیه در فعلیت‌بخشی به آن ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به مسئله جوهریت نفس ناطقه به عنوان صورت نوعیه جسم می‌پردازند و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان جوهریت نفس را با حیثیت تعلق آن به بدن جمع کرد. این مباحث در نهایت به نقد نقض‌های وارد شده بر قاعده حکما در باب حرکت جوهریه و تبیین حقیقت واحد وجود ختم می‌شود تا مخاطب با سیر منطقی تحول از ماده مبهم به فعلیت‌های مشخص آشنا شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

8
  • معنای صورت نوعیه

  • بنابراین اسم آن حقیقت وجودیه‌اى که بر آن ماده عارض مى‌شود و آن ماده را از مقام اجمال خارج مى‌کند، صورت نوعیه مى‌گذاریم حالا شما هرچه مى‌خواهید اسم بگذارید؛ صورت نوعیه، فصل، اضافۀ اشراقیه، مقوِّم، منوّع و هرچه مى‌خواهید بگذارید آن صورت نوعیه دیگر خودش نحوٌ مِن الوجود است که در کیفیت وجود نمى‌توانیم تصور خود آن وجودى را بکنیم که به این صورت نوعیه درآمده است. این در تصور ما نمى‌آید چون هرچه در تصور بیاید خودش داراى صورت نوعیه است درحالى‌که وجود است که آن وجود مکوّن صُوَر نوعیۀ مختلف است این صورت نوعیه به این کیفیت است و آن به آن کیفیت است خود آن وجود مى‌آید و این را از مقام ابهام و اجمال درمى‌آورد. این کلام مرحوم آخوند در اینجا بود.

  • اشکالى که به این قضیه وارد مى‌شود همان‌طورى‌که ایشان فرمودند به این مسئله برمى‌گردد؛ پس شما که قائل هستید بر اینکه دراین‌صورت، صُوَر نوعیه نمى‌توانند جوهر باشند و این در تحت او باشد، پس چرا شما به نفس که صورت نوعیۀ جسم است و جسم به‌واسطۀ او حیوان خارجى و حیوان مجسم است جوهر مى‌گویید؟! درحالى‌که نفس خودش به‌اصطلاح هم صورت نوعیۀ جسم است و هم اینکه خودش مقوّم براى جسم است.

  • این جوهریت نفس در اینجا محرز است و همه بر این مسئله اتفاق دارند و همان تعریفى که دربارۀ جوهر است که إذا وُجِدَ وُجِدَ لا فى موضوعٍ [دربارۀ او صادق است] به خلافِ عَرَض که در اینجا صادق نیست [چون] عرض قائم به موضوع است و باید قبلش موضوعى باشد تااینکه این عارض بشود درحالى‌که نفس براى خودش یک حقیقت جوهریۀ مستقله است و نیازى به موضوع خارجى ندارد تااینکه آن جنبۀ عرضى داشته باشد. بنابراین خود همین نقض کلام شما مى‌شود. از این نظر اینها را گفتیم که یک دوره‌ای بشود چون دیگر به مطلب می‌خواهیم برسیم و دیگر مسئله برای جلسۀ بعد تمام شود با آنچه که خدمت رفقا عرض شد.

/