اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان ماده و صورت در حرکت جوهری

14٬187
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکما و مرحوم صدرالمتألهین درباره چرایی عدم اخذ جنسیت از صورت آغاز می‌شود و با تحلیل جایگاه ابهام در ماده و نقش صورت نوعیه در فعلیت‌بخشی به آن ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به مسئله جوهریت نفس ناطقه به عنوان صورت نوعیه جسم می‌پردازند و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان جوهریت نفس را با حیثیت تعلق آن به بدن جمع کرد. این مباحث در نهایت به نقد نقض‌های وارد شده بر قاعده حکما در باب حرکت جوهریه و تبیین حقیقت واحد وجود ختم می‌شود تا مخاطب با سیر منطقی تحول از ماده مبهم به فعلیت‌های مشخص آشنا شود.

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی در باب انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکما و مرحوم صدرالمتألهین درباره چرایی عدم اخذ جنسیت از صورت آغاز می‌شود و با تحلیل جایگاه ابهام در ماده و نقش صورت نوعیه در فعلیت‌بخشی به آن ادامه می‌یابد. در ادامه، استاد با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به مسئله جوهریت نفس ناطقه به عنوان صورت نوعیه جسم می‌پردازند و این پرسش کلیدی را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان جوهریت نفس را با حیثیت تعلق آن به بدن جمع کرد. این مباحث در نهایت به نقد نقض‌های وارد شده بر قاعده حکما در باب حرکت جوهریه و تبیین حقیقت واحد وجود ختم می‌شود تا مخاطب با سیر منطقی تحول از ماده مبهم به فعلیت‌های مشخص آشنا شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

5
  • نجار وقتى که دارد تختۀ الوار براى نجارى مى‌گیرد اگر در همان موقع از [تختۀ الوار] بپرسید که آقا شما میز هستى، مى‌گوید که من میز نیستم. اِ ما مى‌خواهیم شما را به میز تبدیل کنیم! [می‌گوید که] الآن که نکردید! مى‌گوییم که آقا شما صندلى هستید؟! مى‌گوید که من صندلى نیستم. مى‌گویم که پس آنچه که بعداً یک هفتۀ دیگر کنار این مغازه چیده مى‌شود آن چیست؟! مى‌گوید که آن صندلى است، من نیستم! خب حالا به اعتبار ما یؤول و فلان و این مسائلى که در باب مَجاز و استعارات و فلان هست آن یک مسئلۀ دیگر است.

  • خب بحث فلسفى، بحث استعارات و مجاز و اینها نیست بلکه بحث تحقق و تکوّن خارجى است. مى‌گوید که من نیستم. مى‌گویم که تو تختى؟! مى‌گوید که نیستم. مى‌گویم که تو لوحى؟! مى‌گوید که نیستم. هرچه بپرسى مى‌گوید که نیستم! حالا اگر آمدیم و صندلى درست کردیم همان چوبى که قبلاً گفته نیستم همان مى‌گوید که من الآن همین هستم.

  • اینکه الآن مى‌گوید: من این هستم و آن موقع مى‌گفت که نیستم، چه معنایى دارد؟! البته به مجاز و عنایات و اینها کار نداریم و به همان نفس حقیقت وجودیۀ شیء داریم می‌گوییم؛ به‌خاطر اینکه این در این موقع هیچ ارتباطى به میز و صندلى و آنچه را که منتجات بعدى و در مستقبل حاصل مى‌شود ندارد بلکه ماده‌اى مبهم است گرچه خود، تعیّن دارد حالا این از نظر تعیّن، تعیّن خارجى است منتها ما آن تعیّن ذهنى را بعد مى‌گوییم. این یک امر متعین خارجى است و وزن هم دارد و داریم نگاه می‌کنیم. مى‌گوییم که تو چوبى؟! مى‌گوید که بله. همۀ اینها را مى‌گوید که نیستم نیستم تا بگوییم که تو چوب هستى، مى‌گوید: بله. تو الوارى؟! می‌گوید: بله. آیا از درخت تو را درآوردند؟! مى‌گوید: بله. این بله بله‌ها با آن نیستم نیستم‌ها دو امر متعارض و متناقض و متقابلى است که اینها درمقابل یکدیگر قرار دارند.

/