
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
نقش ارتباط با حقایق خارجی در شکلگیری فتاوا و اجتهاد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت شکلگیری ماهیت اشیاء در ذهن و نقش تعیینکننده آن در استنباط احکام شرعی میپردازند. بحث با نقد نگاههای سطحی به موضوعات آغاز شده و بر این نکته تأکید میشود که ماهیت، انتزاعی از ارتباطات عمیق و مستمر نفس با حقایق خارجی است. استاد با بررسی ریشههای نوسان در فتاوای فقها، نشان میدهند که چگونه عدم ادراک صحیح موضوع و غلبه احساسات یا پیشفرضهای ذهنی، میتواند منجر به نتایج متفاوت و گاه متناقض در قضاوت و فتوا شود. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرعلمی به مسئله اجماع و خبر واحد، بر ضرورت دقت در شناخت موضوعات و لزوم استقلال نفسانی مجتهد برای رسیدن به واقع تأکید میگردد. در نهایت، این بحث به اهمیت وجدان علمی و اخلاقی در مسیر دستیابی به حقیقت و پرهیز از تحریف واقعیتها در نقل وقایع تاریخی و فقهی ختم میشود.
ماهیت و کیفیت ادراک موضوعات در استنباط احکام
3حقیقت سومى که پیدا مىکنید این است که مىبینید این یک اثراتى در شما بهوجود آورده است؛ یکی اینکه باعث شَبَع شما شده است، باعث رفع فلان کسالت شده است، داراى نشاط شدید و فلان درد و مرضى که داشتید بهواسطۀ خوردن این ازبین رفته است که این در سایر آنچه را که تابهحال با او ارتباط داشتهاید پیدا نشده است.
ماهیت، انتزاع ذهن
بهطورکلی همینطور هرچه ارتباط شما با این دانه بیشتر باشد و یک روز بخورید، دو روز بخورید، یک هفته و یا یک ماه بخورید، مدام بیشتر به این خصوصیات پىمىبرید تااینکه از مجموع آنچه که از حقایق مختلفۀ خارجیه برایتان حاصل شده است یک صورت نباتیه براى شما حاصل مىشود. اسم آن صورت نباتیه را ماهیت مىگذارید. مىگویید که بنابراین باید این دانه را به این تسمیه قرار داد و بین آن و سایر اجناس و محصولات زراعى در اینجا تفاوت است. اینکه مىآیید ماهیت را انتزاع مىکنید این ماهیت، انتزاع ذهن است و روى هوا هم نیست و درست است، ذهن از پیش خودش نمىآید این کار را انجام بدهد بالأخره هر ذهنى که این کار را انجام میدهد در اثر یکسرى ارتباطاتى که با خارج دارد این را انجام مىدهد و آن ارتباطات در تشکّل ماهیت نقش اساسى دارند و این مسئله خیلى مسئلۀ عجیبى است! نهتنها در مسئلۀ شناخت اشیاء بلکه این قضیه در مسائل مهم فقهى و خیلى از قضایا اجرایى بهدرد میخورد. چقدر این مسئله در قضا و حکومت کاربرد دارد که چطور انسان بتواند آن موضوع خارجى را به ما هوَ هو دریابد تااینکه بتواند نسبت به او حکم کند. آن واقعیت خارجى را آنطورى که هست دریابد تا بتواند نسبت به او قضاوت کند! شما مىبینید با یک ذره سر سوزن، یک موضوع از یک حقیقت و یک ماهیت تبدّل به ماهیت دیگرى شده است؛ از یک جنبه تبدّل به جنبۀ دیگرى شده است. اینجاست که مسئله خیلى مهم و دقیق مىشود و دیگر مطالب به مطالبِ بسیار دقیق و ظریفى مىرسد که چطور [اینها] مىتواند در کیفیت شکلگیریِ موضوعاتِ احکام و شرع در نزد انسان دخالت داشته باشد! چطور انسان با یک نگرش به یک نتیجه مىرسد درحالىکه با نگرش دیگر به نتیجۀ 180 درجه مخالف او مىرسد! اینها براى چیست؟!
