اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 30/1/1431

نسخه عربی

جلسه ۶۹۴

8
  •  تلمیذ: پس اصحابی كه امام علیه‌السلام آنها را تصدیق كردند چه می‌شود العمری و ابنه ثقتان فما ادیا الیك عنی فعتی یؤدیان1 [و ما قالا لك فعنی یقولان، فاسمع لهما و أطعمها ...]

  •  استاد: آخر صحبت در این است كه شما گفتند ثقی یعنی اینها شمر و یزید نیستند.

  •  تلمیذ: در قولشان ثقه هستند

  •  استاد: احسنت قولشان ثقه است یعنی ...

  •  تلمیذ: یعنی درست شنیدند و درست نقل كردند

  •  استاد: شما بر اساس شنیده آنها به واسطه آن حجیت تنزیلیه می‌توانید ترتیب اثر بدهید ولی همان امام علیه السلام گفته كه عقل خودت را به كار بیانداز این جمله‌ای كه امام فرموده است كه فما ادیا الیك عنی فعنی یؤدیان یعنی این فرد مورد ثقه من است احتمال عناد در او نیست یا احتمال خطا در او نیست؟ اگر احتمال خطا نیست پس معصوم است؟! احتمال عناد و غرض ورزی مثل علی بن أبی حمزه مدائنی مثل بلالی و امثال ذلك اینها آن جوری نیستند كه دینشان را بدنیا بفروشد و امروز بیایند یك حرف بزنند و فردا حرف را برگرداند اینها ثقه هستند همین یونس بن عبدالرحمن كه حضرت می‌فرمایند مگر در امامت موسی بن جعفر شك نكرد! مگر همین آقا شك نكرد یونس بن عبدالرحمن! مگر همین عمار مع الحق كه پیغمبر راجع به عمار فرمود صبح تا شب در خلافت و وصایت امیرالمومنین شك نكرد ارتد الناس بعد النبی الا ثلاثه2 عمار كه جزو آن سه تای دیگر نبود سلمان و ابوذر و مقداد بودند این عماری كه پیغمبر فرمودند عمار مع الحق یعنی چه؟! خوب این از صبح تا شب هم مع الحق بود این كه نبود مع الحق متشكك بود شاك بود خوب گیر كرد! عمار به آن مرتبه استقامت نفسی نرسیده بود این قضیه كه سهل است كه اگر هزار قضیه مثل فوت رسول خدا صلی اله علیه و آله پیدا بشود و این مردم هم برگردند شخص از آن مسیر خودش برنگردد به آن مرتبه نرسیده بود بله آن مایه را داشت آن واقعیت را داشت به واسطه وجود آن واقعیت و آن مایه ایمان و التزام و صفای نفس خدا كمكش كرد دست او را گرفت تا بالاخره برایش سكونت پیدا شد سكونت یعنی چه یعنی آرامش این آرامش صبح تا حالا كه نبود اگر صبح تا حالا بود پس چرا تا حالا نیامدی چرا امام علیه السلام می‌فرماید دار دوره و جال جولی3 این جال جوله یعنی چه یعنی رفت تو خودش در اوضاع در این بساط در این قضایایی كه اتفاق افتاد نگاه كرد دید آقا این مردم پشت پیغمبر نماز می‌خواندند الان رفتند دنبال آن آقا! این افرادی كه فرض بكنید كه در جنگ شركت می‌كردند رفتند دنبال این آقا این افرادی كه همیشه جزو مجاهدین فی سبیل الله بودند رفتند دنبال این آقا بخاطر چی؟! نگاه كرد عمار بر این كه مجاهده فی سبیل الله، پشت سر پیغمبر نماز خواندن، آب وضوی پیغمبر را به سر و صورت كشیدن اینها همه یك مرتبه از آن اتكاء، التجاع و ارتباط با رسول خدا است آن مراتب پایینی كه آن مراتب انسان را نگه می‌دارد! هنوز به آن نرسیده بود كه به آن عصر رسید اینها منافاتی با هم ندارند آن به جای خود این به جای خود حضرت كه می‌فرمایند كه العمری وأبنه ثقتان فما أدیا الیك عنی فعنی یؤدیان بله ا لبته در بعضی از موارد هست كه در آن موارد خصوص نفس آن فرد هست به عنوان آن جازمیت و حجیت در زمان ائمه علیهم السلام این مسئله فرق می‌كرد تا این كه این قضیه رسید به زمان غیبت صغری در زمان غیبت صغری امام علیه السلام این افراد را به عنوان واسطه بین خود قرار داد این مسئله‌اش با آن قضیه یونس تفاوت می‌كند آن جا مقام افتا بود مقام بیان حكم بود و مقام بیان روایت و اخبار بود در آنجا احتمال اشتباه است لذا امام می‌فرماید ابوبصیر هم مثل آنها می‌ماند تفاوتی نمی‌كند حضرت در آنجا می‌فرماید به همین اصول عادیه و متعارف مراجعه كنید اگر ببینید ما وافق كتاب اللّد فخذوه و ما خالف كتاب الله فدعوه4 باید عمل بشود لذا این مواردی ما می‌بینیم و در مسائل مرجحات هم مشخص است بر این كه بر همین میزان و مبنای متعارف عرفیه باید مجتهد سیر كند در این مقام تعارض خُذ بأَعدَلِهِما داریم خذ بأوثقهما داریم در صورتی كه پیش امام اینها همه ثقه هستند آیا امام علیه‌السلام كه به اهل كوفه می‌فرماید یونس بن عبدالرحمن ثقهٌ آیا امام علیه السلام نص و تصریح بر عینیت می‌كند؟ یعنی همان طوری كه در زمان غیبت صغری شیعیان مكلف موظف بودند به آن چه كه از ناحیه نواب اربعه و از ناحیه امام زمان علیه اسلام می‌آمد عمل كنند؟ و یا اینكه در آن عصر غیبت خصوصیتی بوده كه خود عین دستخط و جواب حضرت بود و تعیین حضرت بر اینها بود كه اولی عثمان بن سعید و محمد بن عثمان و بعد هم كه سومی همان حسین بن روح و چهارمی‌هم علی بن محمد سمری این چهار نفری كه در آن زمان بودند به عنوان واسطه بودند حكم اینها با ابی بصیر فرق می‌كرد با ابان و ابی بصیر. ابان و ابی بصیر دو راوی بودند نه حجیت غیر عادی به آنها اعتبار داده شده حجیت تنزیلی باشند لذا نگاه می‌كنیم می‌بینیم كلام حسین بن روح حجی همان طور كه كلام خود امام حجی! ما غیر از این نداریم امام خودش فرموده به این عمل كن در حالتی كه در خود زمان امام این قدر اصحاب نبودند زكریا بن آدم و اینها این همه بزرگان بودنده همه اینها بودند و به همه اینها انسان به عنوان ثقهٌ می‌تواند مراجعه كند ولی به عنوان رابط می‌شود فقط حسین بن روح عنوان رابط می‌شود عثمان بن سعید، این عنوان رابط با عنوان ثقهٌ كه امام درباره یونس فرمود زمین تا آسمان فرق می‌كند!

    1. اصول کافى جلد ١ باب فى تسميه من رآه عليهالسلام ح ١
    2. بحار الانوار ج ٣٤ الباب الرابع و الثلاثون
    3. الاختصاص للمفيد صفحه ١٠
    4. اصول کافى ج ١ باب الاخذه بالسنة و شواهد الکتاب ح ١