
جلسه ۶۹۴
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 30/1/1431
جلسه ۶۹۴
17لذا حضرت در اینجا گاهی اوقات كه ابوحنیفه میآمد پیش امام حضرت میفرمودند اگر كسی خواب دیده است بیاید تعبیر كند ابوحنیفه این جا نشسته خوب این چی میشود ما از این جا استفاده میكنیم آقا امام علیه السلام در میان اجتماع به همین نحوه ای برخورد میكرد كه لازمه یك نوع مدارای اجتماعی است و لازمه یك نوع امور عادی است امام میآمد میگفت چون من امام هستم گور پدرش هر چی، نه این طور نبوده آن زمان امام زمان است زمان امام زمان دیگر امام با كسی شوخی ندارد! دیگر نه ابوحنیفه پیدا میشود و نه غیر ابوحنیفه كه حضرت بخواهد تقیه كند حضرت میآید میگوید مطلب این است یا این تمام شد قضیه! ولی ائمه ما این طور نبودند هزار تا اطلاع داشتند آن وقت ما آن نصفه كلام را میگیریم كه حضرت میفرماید دنبال میگشتم پیدا نكردم! آن مطلب بعدی كه میگوید نمیگیریم آن را باید انسان به دست بیاورد! آن ملاك رسیدن به یك ملاك واقعی و حقیقی است آن وقت بیاید آن مطالبی كه ممكن است مخالف باشد حمل كند بر آن مسئله یقینی.
لذا باید آن مبهمات را حمل بر آن متعینات كرد در باب ارجاع اطلاق بر تقیید شما میگویید اول آن یقین به مقید دارید وقتی كه یقین به مقید داشتید یقین به خاص داشتید یقین به مبین داشتید آن وقت مجمل را حمل بر او میكنید عام را حمل بر خاص میكنید مطلق را حمل بر مقید میكنید اینها آن جنبه اول باید محفوظ باشد تا این كه بعد بتوانید نسبت به آن اقدام كنید.
حالا عجیب یعنی من رفتم پیش آن شخص این جا جالب است بله رفته بودیم پیش ایشان البته با حذف زوائد بعد گفتم خودم حالا صد دلار به او بدهم حالا این طور امانت داری كرده خب آن چه كردم نپذیرفت یك مسیحی كه معلوم نبود حقوقش ماهی سیصد دلار بود یا چهارصد دلار این حدودها كه بیشتر نیست دو هزار دلار در همچنین مواردی باید حال كند با او هر چه كردم صد دلار نپذیرفت به هیچ وجه گفت كه من كاری نكردم شغل هر روزم است نه كه مال شما است هر روز چند تا از این موارد پیدا میشود كار هر روز است من را كه نمیشناسد ما را كه ندیده من به زور صد دلار گذاشتم در جیبش صد یا پنجاه دلار بود آن دوستمان درآورد كه آن بدهد پنجاه دلاری بود آن داد گذاشت در جیبش و ما آمدیم واقعا این رفتار این اخلاق آیا واقعا اگر این شخص با این وضعیت یك مطلبی را بگوید مورد وثوق نیست؟! این با این صداقت و با این به اصطلاح حیثیت نفسانی مورد وثوق نیست و اینها به درد رشد نمیخورد؟! به درد استكمال نمیخورند به درد هدایت نمیخورند فقط ما مسلمانها آنهم شیعه آن هم یك طیف خاصی فقط ما این جا به اصطلاح مورد نظر هستیم دیگر همه دنیا به جهنم نه آقا این طور نیست شما میروید برای كاری تا پول ندهی كارت را راه نمیاندازد كسی كه دارد حقوق میگیرد كسی كه از پول ملت دارد حقوق میگیرد نشسته كار و وظیفه واجب و الزامیخودش را بدون این كه رشوه بگیرد انجام نمیدهد شیعه هم هست اثنا عشری! و آن وقت این شخص با آن شخص مسیحی یكی است این آقا با آن یكی است فقط همین یك اشهد ان لا اله گفتن كار تمام میشود! اشهد ان لا اله الا الله در سرت بخورد اشهد ان لا اله الا الله گفته كه دزدی كند! اشهد ان لا اله الا الله گفتی كه در چشم مردم نگاه كند دروغ بگوید این اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان لا اله الا الله به این معنا است كه برود حقه بازی كند این است بله از آن طرف هم هست همین طور دارد دیگر همه جا هم آدم با وجدان پیدا میشود آدم بی وجدان هم پیدا میشود همه جا هست مخصوصا در وجدان علمیاین خیلی مهم است! وجدان علمیو اعتقادی از وجدان مادی خیلی دقیقتر است! ممكن است بخاطر وجدان در مسائل مادی و اینها بگذرد كارش درست بشود ولی از وجدان علمیو وجدان اعتقادی و حب و بغضها و مسائل ارتكازات نفسانی آن خیلی مشكل است كه انسان چطور در مسائل دست نبرد همان طور كه هست بگوید حب و بغضها و شكل گیریها نیاید او را در بیان مطالب تغییر بدهد كم و زیاد! آخر یك مطلبی را میتواند آدم یك همچنین نرم بگوید یك خرده سفت بگوید یك خرده صریح بگوید یك خرده در حركات چشم و حركات دست مسئله را به جوری به وجود بیاورد این نویسندهها را ندیدید؟ این نویسندهها وقتی كه میخواهند یك واقعه را تحلیل كنند از بیست صفحه قبل شروع میكنند زمینه سازی و مقدمه این قضیه در روزنامهها خیلی مشهود است روزنامهنگارها اینها خیلی این مسئله را بیان كنند از كیفیت صحبت یك چیزهایی به آن اضافه میكند كه مخاطب را فضای ذهنی مخاطب و برمیگرداند به یك فضای دیگری تا بتواند به آن مسئله برسد این خبرنگارها اصلا اینها كلاس دارند برای خودشان كلاس دارند كه چه جوری یك واقعه را بیاورند و بر طبق همان كیفیت عوض كنند و شكل بدهند و مسئله رابرگردانند این مسئله خیلی مهم است.
