
جلسه ۶۹۴
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 30/1/1431
جلسه ۶۹۴
14بنده اطلاع دارم كه ایشان افراد را به بعضی ارجاع میدادند كه من قطع به خطا در كیفیت بیان مراد آنها دارم قطع دارم نه ظن، قطع دارم چون برای خود من مرات و كرات حاصل شده كه آنها كلام ایشان را اشتباه فهمیدند نمیگوییم كه خدای نكرده آنها اهل غرض و مرض و این چیزها بودند نه خب بشرند.
عرض كردم خدمتتان بشر است فرض كنید كه هر شخصی دارای یك خصوصیات مختص به خودش است یكی استعدادش زیاد است حافظهاش كم است یكی حافظهاش زیاد است استعدادش كم است یكی گوشش سنگین است بنده در مجلسی بودم كه ایشان مطلبی را به ما فرمودند وقتی آمدیم بیرون یك شخصی یك راه دیگری، گفتم آقا این را گفتند گفت نه نگفتند آقا من با گوش خودم این اصلا نشنیده بود نه اینكه حالا شنیده بود و اشتباه فهمیده بود خب بنده خدا نشنیده. آدم گاهی اوقات یك كلمه میخواهد بشنود همین كه این لیوان را آب میكنم دو كلمه از مطلبی كه شما میگویید از ذهنم ذهول پیدا میكند بله فرض كنید كه ممكن است كه یك صدای تقی آمده همان صدای تقی كه آمده تا شخص متوجه شده ... این جا است كه ما میگوییم كه مجتهد باید دقت بكند همین طوری پشمكی نیست كه فرض بكنید كه هر كسی دو تا كلمه بردارد بخواند بابا دم شتر به زمین میرسد باید بلند شود بیاید ببیند كه مسئله و حكم چه بوده آن وقت در این خصوص با این توجه و با این كیفیت و با این دقت و با این ظرافتی كه دارد من بلند شوم بیایم بگویم كه اجماعی كه فقهای در یك زمانی بودند و اینها اجماعشان حجت است اگر حكم خلاف بود امام علیه السلام وظیفهاش از باب لطف باید بگوید امام و چی چی و امام حسین را گرفتند كشتند و چه كردند لطف خدا كجا رفته بود كه این پسر پیغمبر را از دست این همه یزید و فلان نجات بدهد و اهل بیت پیغمبر را دربه در كوه و بیابان! كو لطف خدا كو؟! لطف خدا كجا رفته بود كه خلافت بعد از پیغمبر را آمدند و به آن بساط كشاندند و آن اولی و احق من فی الارض و فی السماء را آوردند خانه نشین كردند و دو نفر سه نفر رفتند؟! كو لطف خداوند و لطف خدا چه چیزی در این جا اقتضا میكند؟ لطف خدا اقتضا میكند برای دو سه تا عمار و ابی ذر و مقداد در مدینه؟ مردم یمن لطف خدا برای اینها كجا رفت مكه كجا رفت آن نمیدانم پایینتر بالاتر ایران غیر ایران كجا رفت فقط هم مربوط به آن دو تا است آن هم با آن وضعیت این چیزهایی شروع كردن به درآوردن و درست كردن و فلان كردن از این مسائلی كه خوب بالاخره خودتان هم دیدید مطالعه كردید همه ادله واهیه برای استاد كه آن قضیه كه بله اگر در یك طبقه یك عده باباجان بگو اشتباه است این كه دیگر این قدر مقوله ندارد كه خودت را به دردسر بیاندازی و هی دلیل بیاوری و فلان كنی آن هم با این، ندارد آقا اشتباه كردم مگر میشود كه چهار نفر چه كنند و چهل تا فرض كنیدكه فقیه در یك زمان همه یكی بگویند! چرا نمیشود آقا میرود بالای منبر نظرش را میگوید چهار هزار نفر همه میپذیرند! فردا همین آقایی كه بالای منبر است میآید نظرش عوض میشود همین چهار هزارتا دوباره میپذیرند چطور اینجا شد آنهایی هم افرادی هستند مثل بقیه تا نگاه میكنند میبییند این استادشان كه یك همچنین فتوایی داده یك خورده دست و پایشان شروع میكند به لرزیدن این هم فتوا میدهد میشود دو تا این را نگاه میكند میبیند آن دو تا دادند و اینهم میدهد میشود سه تا در حالتی كه این كم كم شد اجماع صد نفر همه یك حرف میزنند این كه پایه ندارد اینجا است كه خلاصه انسان باید بیشتر فكر كند و بیشتر توجه كند و برای رسیدن به مطلب باید یك خورده دقیقتر باشد
