اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة رد وجود ماده مبهمه در قبال وجود صورت نقد حرکت جوهری ـ نکته ها وگفته های استاد: نظر آقای حداد نسبت به تفسیر منسوب به محیی الدین و مراتب ایشان 26/1/1431

نسخه عربی

جلسه ۶۹۳

2
  •  پس بنابراین اگر ما بخواهیم یك جهت اشتراك در همه اینها پیدا كنیم آن جهت اشتراك صرفا به وجود برمی‌گردد نه به كیفیة الوجود نه به صورتیة الوجود نه به آن تشكّل وجود، آن ارتباطی به این مسئله ندارد و در خود وجود و در اصل مفهوم وجود و همین طور در حقیقت وجود همه اشیاء با هم اشتراك مفهومی دارند یعنی مفهوم الوجود همان طوری كه بر یك امر مادی به نظر ما صادق است همین طور بر ذات پروردگار به یك نسق صادق است و هیچ تفاوتی ندارد در مفهوم وجود بودن كه در آن جا تشكیك معنا ندارد نه این كه حالا فرض بكنید كه چون این یك كتاب در مقابله با ذات پروردگار یك ذره‌ای است در قبال فیض لایتناهی در آن جا مفهوم وجود بر این خیلی كمتر صدق می‌كند تا مفهوم وجود بر ذات پروردگار نخیر یكی است بر مصداق وجود صحبت است سه مصداق وجود یعنی آن چه كه تعین خارجی اشیاء را متحقق می‌كند به آن میزان كه از وجود حصّه دارد و به همان میزان طبعاً سهم او از وجود بیشتر خواهد شد سهم این از وجود به اندازه ذره است و سهم او به اندازه كل حقیقت هستی اما در مفهوم فرق نمی‌كند به طوری كه كسانی كه فرض كنید كه می‌آیند در وجوب قائل به تشكیك می‌شوند من دیدم بعضی از همین اهل حكمت و كلام و اینها كه وقتی در بحث واجب صحبت می‌كنند وجوب را مقول به تشكیك می‌دانند می‌گویند كه حقیقت وجوب در ذات واجب الوجود بسیار شدید است ولی حقیقت وجوب در فرض بكنید كه ممكنات به آن مقدار نیست خوب این هم از آن غلطهای خیلی شاخ داری است كه این افراد در این جا مرتكب می‌شوند حقیقت وجوبیه و مفهوم وجوب عبارت است از تمامیت علت تامه و سلسله علل در تحقق یك شیء این را می‌گویند حقیقت وجوب و مفهوم وجوب تمامیت یك وقتی این تمامیت به خود نفس ذات برمی‌گردد خود ذات اقتضای آن تبلور و ظهور و ثبوت و تكوّن خود را می‌كند كه او اسمش واجب الوجود است آن مستغنی است یك وقتی نه خود ذات فی حد نفسه و من تلقاه نفسه اقتضای وجوب و اقتضای طارد عدمیت به ای نحو كان از عهده او برنمی‌آید زورش نمی‌رسد قدرت و تحمل ندارد در این جا بواسطه امر دیگری این طاردیت عدم برای او حمل می‌شود در هر دو حال این طاردیت عدم به نحوی كه هیچ گونه احتمال مخالف در او نرود هم در ذات واجب الوجودی در آن جا مرئی است و هم در آن وجودات خارجیه وقتی كه به مرتبه انجاز می‌رسد آن كیفیت سلسله علیت در هر دو یكی است لذا ما اصلا تشكیك در وجوب نداریم مثل این كه فرض كنید كه تشكیك در امكان، آن ذاتی كه دارای حقیقت ممكن است آن ذات و ماهیتی است كه وجوب و عدم برای او بالسویه است و برای وجوب نیاز به اضافه اشراقیه دارد و افاضه از مبدأ مفیض دارد آن تفاوتی نمی‌كند كه مجرد باشد یا مادی باشد آن جبرئیل باشد یا فرض بكنید كه یك سنگ در همین باغچه و درخت در این حیاط باشد هر دو یكی است تفاوت نمی‌كند هم او ممكن الوجود است هم این درخت و سنگریزه هر دو ممكن الوجود هستند هم فرض بكنید كه رسول الله ممكن الوجود است هم ذره خاك كه در هوا معلق است آن ممكن الوجود است.