
جلسه ۶۹۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة رد وجود ماده مبهمه در قبال وجود صورت نقد حرکت جوهری ـ نکته ها وگفته های استاد: نظر آقای حداد نسبت به تفسیر منسوب به محیی الدین و مراتب ایشان 26/1/1431
جلسه ۶۹۳
7تلمیذ: پس از جنس و فصل هم باید دست برداریم!
استاد: بله
تلمیذ: طبق فرمایش حضرت عالی كه در ماده و صورت قائل به این هستند.
استاد: ما اصلا دیگر فقط فصلیت محضه قائلیم.
تلمیذ: این در اصطلاح مناطقه یعنی در دالان منطق فلسفه را بیان میكند یعنی از باب ناچاری است كه ما جنس و فصل را در منطق پذیرفتیم.
استاد: ما نپذیرفتیم!
تلمیذ: طبق مبنای قوم عرض میكنم.
استاد: طبق مبنای قوم مشی كردیم پاسخ مرحوم آخوند را هم خب در این جا شنیدیم صحبت ما در این جا این است كه كلام مرحوم آخوند تمام نیست زیرا مرحوم آخوند از یك طرف میآید قائل به جوهریت نفس میشود در ذاتش ولی همین كه میخواهد در مرحله فصل گیری و در مرحله جنس گیری و انتزاع فصل و انتزاع جنس برسد یكدفعه برمیگردد میگویند این نفس چیست این جنس را ما از ماده میگیریم این معلوم نیست كه نفس به واسطه آن صورتیتش جنبه جوهریت داشته باشد داخل در تحت آن نفس باشد در این جا آن جنبه جوهریتش تغییر پیدا میكند و عارض میشود و خودش جزئی از جسم را تشكیل میدهد!
ما میگوییم چرا شما وقتی كه قبول كردید كه نفس در ذات خودش جوهر است چطور این جوهر در ذات جوهر است ولی در مرتبه تشكل آن جسم آن جوهریت را از دست میدهد و تبدیل به صورت میشود؟! حالا صورت باشد خب صورت اگر جوهر است در همه جا جوهر است اگر یك شیء در ذاتش ماء بود و شما اسم مآء بر این گذاشتید آیا میشود در این حجره ماء باشد در آن حجره بشود چغندر؟! در آن حجره بشود شغلم در آن حجره بشود هندوانه؟! اگر آب است همه جا است اگر هم نیست نیست آن چه كه ذاتی یك شیء است چرا باید تغییر كند؟ شما وقتی كه صورت را ذاتاً جوهر میدانید پس اشكال مستشكل در این جا وارد است كه اگر صورت جوهر است چرا شما جنس را از ماده میگیرید میگویید چون ماده جوهر است خود صورت هم جوهر است پس جنس را از صورت بگیرید چرا از ماده میخواهید بگیرید؟! اگر ملاك برای انتزاع جنسیت از ماده جوهریت آن است جوهریت در صورت هم وجود دارد چرا ما سراغ ماده برویم! میگویید كه صورت خودش موجب انتزاع جنسیت است و فرقی با بقیه صورتهای دیگر ندارد منتهی خب آن از نظر عرضی آن كم و و زیادهایش به خاطر هر شكلی تفاوت میكند آن ابرویش این قدر است آن چشمش آن جوری است و امثال ذلك ولی خود صورتیت، صورتیت واحد است وقتی صورتی واحد شد شما از صورت انتزاع جنس بكنید
