اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد: سیره اولیاء الهی بر عدم توسل به طرق غیر متعارف برای دفع مشاکل بوده است . 24/1/1431

نسخه عربی

جلسه ۶۹۲

12
  •  ایشان می‌فرمودند مرحوم پدر ما می‌فرمودند كه سابق ما پیش یك نفر می‌رفتیم آشنا شده بودیم از دوستان پدرمان بود كسی بود كه احضار ارواح می‌كرد و ما پیش آن می‌رفتیم به من خیلی اصرار عجیبی می‌كرد كه بیا من این را به تو هم تعلیم كنم و بالاخره ما چند جلسه هم رفتیم و یك نوشته‌هایی را نوشتند كه خود من آن نوشته ها را كه با مداد بود دیدم. الان نمی‌دانم باید مشهد باشد دیگر من اطلاعی ندارم آن نوشته‌ها را ایشان هنوز دارند. ایشان خیلی فرد منضبطی بود اینها را نگه می‌داشتند هر چه را كه داشتند نگه می‌داشتند حتی آن زمانی كه ایشان هنرستان می‌رفتند همه چیز را نگه می‌داشتند بر عكس من كه همه را این طرف و آن طرف .. می‌كنیم و حوصله یك ورق كاغذ زیادی نداریم ایشان خلاصه خیلی دقیق منظم مرتب اینها را نگه می‌داشتند بله ایشان می‌گفتند كه ما رفتیم ولی بعد از مدتی در نفسم احساس كدورت كردم احساس كدورت و ظلمت كردم و دیگر نرفتم و هر چه پیغام فرستاد دیگر ترتیب اثر ندادم گفتم دیگر نمی‌توانم بیایم و عذر آوردم! پیرمردی بود و خیلی او ناراحت شد كه چرا من از نیمه راه این كار را كردم در حالتی كه احساس می‌كرد كه این مطلب مهم دارد از بین می‌رود و می‌گفت من نمی‌خواهم این را در اختیار هر كسی قرار بدهم كه سوء استفاده بكند، ایشان را برای این قضیه فرد متعهدی می‌دانست گفتند كه به توصیه بعضی از اقواممان كه فلانی، برویم پیش این تا با احضار پدرشان این مطلب را كشف كند كه قضایا چه بوده و چه كنیم؟! می‌گفتند یك روز عصر نزدیكهای مغرب بود رفتیم و نشستیم یك میزی بود و این هم نشست و مطلب خودمان را به ایشان گفتیم كه روح پدرمان را حاضر كند و از ایشان راجع به این وصیت نامه ما سوال كنید كه كجا است و دیگر این كه ایشان بگویند كه بالاخره آن چه را كه در وصیت نامه بوده خودشان را اظهار كنند و خود شهود هم آن مسئله را ببینند و از جمله آن افراد شهود بالاخره كسانی بودند كه در این قضیه شاید مخالفتهایی داشتند. ایشان می‌گفتند كه كاغذی آورد و به اصطلاح اوارد و اذكاری گفت یك مداد دستش بود این مداد را در دست چپ گرفت بین انگشت سبابه و این حركت در اختیار او نبود خودش حركت می‌كرد مداد به این كیفیت می‌رفت و این در اختیار ایشان نبود سوال اولی كه كردیم این بود كه وصیت نامه كجاست؟ در همان جواب همه فهمیدیم قضیه چیست گفتند صلاح نیست كه وصیت نامه پیدا شود! هیچی تمام شد! تمام این آمدن و رفتن، صلاح بر پیدا شدن وصیت نامه نیست و شما مطلب را پیگیری نكنید و بگذارید جریان به همین كیفیت بماند.