اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد: سیره اولیاء الهی بر عدم توسل به طرق غیر متعارف برای دفع مشاکل بوده است . 24/1/1431

نسخه عربی

جلسه ۶۹۲

10
  • بنوش باده که قسّام صُنع قسمت کرد***در آفرینش از انواع نوش دارو نیش
  • همه چیز در پرونده ما گذاشته‌اند هم مصیبت گذاشتند هم خوشی گذاشتند هم تأمل گذاشتند و همه‌اش به صلاح است. برای رد شدن باید یكی یكی پله‌ها را بروی باید یكی یكی از این مرتبه رد شویم، رد نشدی عبور نكرده‌ای! خب فایده ندارد در همان مرتبه مانده‌ای برای این كه پرونده به آخرش برسد باید یكی یكی ورقه ها را بخوانی خب تو اگر در همان ورقه اول ... بعضیها هستند می‌گوییم آقا برو آزمایش می‌گوید می‌ترسم بروم معلوم بشود كلسترولم چقدر است! خب معلوم بشود برو دوا بخور معلوم بشود قند خونم چقدر است! معلوم بشود مثلا فرض بكنید كه هموگلوبینم چقدر است زیاد است باید خون بدهم خب معلوم بشود، باید معلوم بشود معلوم نشود آدم مریض می‌شود آدم كه یك جای دیگرش خراب می‌شود، به كلیه‌اش می‌زند، قلبش هزار مشكل پیدا می‌كند. این باید طی شود شما كه در ورق اول ماندی نمی‌توانی ورق دوم را بخوانی نمی‌توانی ورق سوم را بخوانی عبور از ورقه اول نیاز به خواندن دارد و عمل كردن! وقتی خواندی و عمل كردی می‌روی سراغ ورقه دوم و سوم به وسط كتاب كه می‌رسی می‌بینی چقدر این كتاب راحت شده چقدر خواندنش راحت شده! كتاب از اول فهمیدنش مشكل است وقتی بیست صفحه سی صفحه چهل صفحه كه بخواند آن فشار را كه بیاورد بعد می‌بیند راحت می‌تواند سایر صفحات را بخواند و درك مطالب برایش خیلی مشكل نیست.

  •  عبور از این مطالب هم مثل همین است ابتدا برای انسان سخت است ولی یك مدت كه گذشت از این حرفها، نه این كه سخت نباشد ولی انسان می‌تواند كنار بیاید چون آن صفحات قبل را طی كرده است

  •  در فوت حضرت ابراهیم علیه السلام فرزند یك سال و نیمه‌شان ظاهراً هجده ماه پیغمبر هم گریه می‌كرد و اشك می‌ریخت ولی با این مسئله كنار آمد بر سر خود نمی‌زد كفر نمی‌گفت، نمی‌دانم غیرعادی عمل نمی‌كرد، تمام دنیا را خرج نمی‌كرد برای این كه بچه‌اش زنده بماند توجه كردید دیگر میلیارد میلیارد نمی‌داد برای این كه فرض بكنید كه حالا انگشتش نمی‌دانم چی شده فلان شده خیلی خب حالا این هم یكی مثل بقیه این هم یكی مثل سایر افراد دیگر خدا اقتضا كرده تقدیرش بر این كه الان این طور باشد بسیار خب مخارج ظاهری می‌شود خب شد شد، نشد نشد تمام شد و رفت، نه این كه انسان تمام دنیا را بپردازد برای این بچه‌اش! اگر قرار است بر این كار همه جا باید این طور باشد نه اینكه به اصطلاح به نحو خاص باشد. كنار می‌آمد با این مسئله انسان باید كنار بیاید تا این كه بتواند آن آمادگی را پیدا بكند این بزرگان وقتی كه اطلاع پیدا بكنند برایشان مشكل نیست چرا؟ چون اطلاع تغییری در مشی ظاهر آنها ایجاد نخواهد كرد حتی به اندازه سر سوزن، بنده كه این را می‌گویم خودم در زندگی بزرگان تجربه كردم و دیده‌ام. حالا بعدها مسئله برایمان جور دیگری شده بود و قضایا به یك نحو دیگری می‌گذشت آخر می‌دیدیم آقا همه اینها را قبلا می‌دانسته و اطلاع داشته است طبق همین مسائل ظاهر پیش می‌آمد و می‌رفت و مسائل انجام می‌شد و آن حادثه أسفناك اتفاق می‌افتاد و تمام می‌شد و بعد ا ایشان می‌توانسته جلویش را بگیرد، راه داشته و می‌توانسته ولی همین طور ایستاده و نگاه كرده و این فرق بین فرد كامل و غیر كامل است.