
جلسه ۶۹۲
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: سیره اولیاء الهی بر عدم توسل به طرق غیر متعارف برای دفع مشاکل بوده است . 24/1/1431
جلسه ۶۹۲
8امیرالمومنین طبق همین قانون رفت پیش شریح قاضی ائمه طبق همان قوانینی كه بود میرفتند به محاكم محاكمه میكردند یعنی گاهی اصلًا میبردند ایشان را، حالا محاكم در آن زمان محاكم ظلم بوده در زمان خود امیرالمومنین دعوایی بوده چه بوده حضرت فرمودند خب بلند شوید برویم و برداشتند رفتند، قضیهای بوده همه هم میدانیم آن نحوه عمل كردند. این آقا اگر در آن موقع همان مجرای صحیح را میرفت این جا دیگر به این محذور گرفتار نمیشد و چه بسا قانون در حق او انجام میشد و میبایستی هم كه انجام بشود باید قانون در حق او انجام بشود چرا چون قانون برای همه و مال همه است قانون استثناء ندارد اگر قانون حق است برای همه است قانون ظلم است برای همه است این كه یك نفر بخواهد از موقعیت خود جلوی او را بگیرد خوب چرا جلوی این را نسبت به دیگران نمیگیرید؟ در حالتی كه این جرمیكه من باب مثال پیدا شده خوب خیلیها ممكن است این جرم را انجام بدهند خوب برو جلوی آنها را بگیر!
شخصی از اطبای چشم كه اهل مشهد است خودش به من میگفت عمل پیوند قرنیه میكند از شاگردان آن دوستمان آقای دكتر سجادی است او خودش میگفت كه ما راجع به پیوند قرنیه خوب سوال كردیم گفتند كه اشكال ندارد آن دكتر به من گفته بود سابق كه ما از خود آقای خمینی هم سؤال كردیم و ایشان گفته بودند كه عیب ندارد و منتهی جوری نباشد كه مشخص شود. بالاخره آن مصیبت زدگان طبعا شاید ناراحت بشوند ولی اگر نتوانستید كه به این سهولت و اینها تحصیل كنید عیب ندارد مثلا از افرادی كه تازه فوت كردند میتوانید شما قرنیه آنها را بردارید. میگفت ما هم بر همین اساس عمل میكردیم شاگرد ایشان به من میگفت كه یكی از علمای مشهد با این قضیه مخالفت میكرد و میگفت حرام است انسان قرنیه را از میت جدا كند باید برود از خارج این طرف و آن طرف به دست میآورد. قرنیه هایی كه از خارج میآید گاهی اوقات اینها فرسوده است و فرض كنید كه برای خودش مشكلاتی دارد و پس میزند و گاهی اوقات قبول نمیكند گاهی اوقات اصلا اینها پزمرده شده و هفتاد سال سنش است میخواهند به یك بیست ساله بزنند نمیتواند قبول كند و بعد مشكلات دیگر پیدا میشود البته آن بانك قرنیه برای خودش تشكیلات خیلی زیادی دارد میگفت این آقا مخالفت میكرد میگفت نمیشود و حرام است یك قدری از این قضیه گذشت تا این كه پسر خود او این مشكل قرنیه پیدا كرد و قرنیه او پاره شد آمد پیش ما فلانی ای داد بیداد گفتیم آقا شما خودتان میفرمایید كه حرام است گفت نه این دفعه را بكن دیگر نكن! عبارت خودش این بود. این را دفعه را بكن دیگر نكن یعنی چه؟! اگر حرام است برای پسر خودت هم حرام است! اگر حلال است برای همه حلال است! دیگر معنا ندارد ... این همان مسئله است كه ما نتوانستهایم خودمان را با آن مقتضیات ظاهر متحد كنیم و بیاییم خودمان را با آن محو كنیم.
