
جلسه ۶۹۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: ـ 18/1/1431
جلسه ۶۹۱
6میگویند نه آقاجان این چه را كه در ذهن هست درست است و وجود دارد و حقیقت خارجیه دارد و بر اساس این حقیقت خارجیه ترتیب اثر داده میشود امر و نهی میشود حساب و كتابها هست معاشرت مردم محاورات مردم داد و ستدهای مردم همه بر اساس این تصورات و حقایق ذهنی در آن جا شكل میگیرد پس بنابراین تمام آن چه را كه وجود خارجی در عالم خارج چه در ذهن و چه در خارج تحقق پیدا. میكند نه ماده و نه جنس و نه هیچ كدام اینها و آن عبارت است از حقایق صوریه كه این حقایق صوریه عبارت است از حقیقت الوجود بصرافته و بساطته این حقایق نوریه وجودیه بالصرافه در دو ظرف، یكی در عالم اعیان و یكی در عالم مثال و بالاتر از مثال به دو صورت مختلف ظهور خارجی دارد آن حقیقت نوریه اگر در عالم ملكوت با شد در عالم معنا باشد آن به حقیقت صوریه معنویه ظهور خارجی دارد لذا كسانی كه به حقایق شهودیه میرسند خب اینها كه اعیان را مشاهده نمیكنند اینها الاعیان حقایق را مشاهده میكنند كه عبارت است از آن حقایق صوریه معنویه اگر آن حقیقت صوریه وجود بیشتری پیدا كند میرسد به عالم مثال و عالم ملكوت سفلی و عالم برزخ كه در آن جا حقایق صوریه وجود دارد با خصوصیات دیگر و با قوانین دیگر و با شرایط دیگر كه در خواب یا در مشاهدات این مسئله دیده میشود و مشهود است برای افراد و جای انكار نیست زیرا یك مطالبی مسلمهای است كه در آن شكی نیست در آن جا ما جنس و ماده نداریم آن چه كه هست عبارت است از حقایق صوریه كه تحدّد آنها اقتضای نحوٌ من انحاء الوجود را میكند این نحو من انحاء الوجود با اعیان خارجی متفاوتٌ كما انّ تصوراتنا و حقایق الوجودیه فی ذهننا و فی صدرنا و فی قلوبنا این حقایق از نقطه انحاء وجود دارای یك حقیقت بالاصاله است و از نقطه نظر اختلافش با اعیان خارجی دارای اختلاف است این حقیقت یك حقیقتی است كه ما به ازای خارجی ندارد و در حالتی كه خودش فی حد نفسه وجود دارد و به او ترتیب اثر ندهد اگر طرف نرود انجام ندهد او را میگیرد مؤآخذه و عقاب میكند مگر به تو نگفتم برو آب بیاور و یا نان بیاور چه فرقی میكند آب نان است میگوید نه آقاجان من الان تشنه هستم و نان تشنگی من را برطرف نمیكند الان نیاز به آب داریم میگوییم كه شما گفتی آب بیاور آن آب، آب مبهم بود من نمیدانستم آب را از این شیر بیاورم یا از آن شیر بیاورم آب نمیدانم معدنی برای تو بیاورم یا آب هر چی بیاوری آن چه را كه مبهم است و مبهم هم در خارج وجود ندارد پس من مأمور به امری نیستم!
