
جلسه ۶۹۰
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد:صحبت راجع به حضرت علی اصغر علیه السلام ـ پس از مراجعت از کربلا ـ 1ـ مسائل عاشوراء منحصر بفرد است و ناخالصی نداشته است 2ـ مسئله حضرت علی اصغر مایز بین حق و باطل است 3ـ سر بقاء
جلسه ۶۹۰
3اما این جریان حضرت علی اصغر علیه السلام خیلی برای من جای تأمل بود اصلا شما یك حضرت ابالفضل علیه السلام نگاه كنید شنیدم بعضیها گفته بودند كه از زمان رسول خدا تا الان غیر از خود معصومین غیر از شخص معصومین كسی مثل فلان كس نیامده! خوب شما كه یك همچنین مطلبی را میگویید آقای كذایی شما آیا اصلا از مقام حضرت ابالفضل علیه السلام اطلاع دارید واقف هستید؟! یا آن حاج میرزا حسین نوری كه در كتابش راجع به سلمان او را بر حضرت ابالفضل ترجیح میدهد! آخر توی حاج میرزا حسین نوری برو دنبال رجالت تو را چه به این مقامات و معرفتها و به این مسائل كه از او اطلاع نداری آخر دنبال زراه و سكونی گشتن كه چند تا بچه دارد كه چند تا عمه و خاله دارد برای انسان معرفت به امامت نمیآورد! برای معرفت انسان كه چیز دیگری میخواهد خوب حالا سكونی ثقه بود یا نبود خیلی خب حالا فهمیدیم كه یا هست یا نیست زراره كی بود ابان چه كسی بود در چه مرتبهای از وثاقت قرار داشتند در مرتبه اولی یا ...
این كه برای انسان معرفت به مقام عصمت نمیآورد! این مسائل به جای خودش محفوظ است تو چه میفهمیاز مقام حضرت ابالفضل علیه السلام كه پیامبران باید خاك عتبه او را توتیای چشمشان كنند چه میفهمیتو؟! آن وقت در میآیی سلمان را مقایسه میكنی با كسی كه امام سجاد علیه السلام راجع به او میفرماید كه تمام شهدای اولین و آخرین به حال او غبطه میخورند خوب این كلام امامی است كه وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوي إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ* وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ1 حرفهای من و شما آمیخته با افراط و تفریط است تفاوت میكند امام معصوم دارد میگوید تمام گذشتگان و آیندگان دارند به این غبطه میخورند چه مقامی بود این؟! چه تجلیات ذاتی بر حضرت اباالفضل علیه السلام شده كه آن تجلیات در ماقبل او نشده و نخواهد شد چه بود؟! تو چه میفهمی این را مرحوم قاضی میفهمد كه میفرماید كه حضرت ابالفضل علیه السلام كعبه اولیا است! این را آقای حداد رضوان الله علیه میفهمد كه هر چه عرفا به دست آوردند از این خاك عتبه بوسی ابالفضل است اینها میفهمند مسئله را، كه چه خبر است و از كجاست و الّا ما میآییم و فقط یك گنبد طلایی و یك ایوانی و یك صحن و صحرایی تماشا میكنیم و افرادی كه میآیند آن جا زیارت میكنند، خوب تمام شد و رفت. آنهایی هم كه این كتابها را نوشتند همین ها را میدیدند همین گنبد طلا را میدیدند! یك وقت هم طلا نبود زمان شاه عباس طلا شد قبلش طلا نبود وخاك بود متوكل آمد شخم زد خراب كرد الان حرم حضرت عسگریین كه مشرف شدیم ضریح ندارد تخته كشیدند دور آن محدوده و پرده گذاشتند و آن جا را منفجر و خراب كردند و از بین رفت و آدم میرود آن جا خیلی این قضیه، قضیه عجیبی است خیلی واقعاً، كه چطور ما هنوز گرفتار تخیلات هستیم گرفتار اعتبارات هستیم این كه پیغمبر، ائمه، میفرمایند كسی كه زیارت كند ما را عارفاً بحقّنا این هر چه هست در همین یك جمله است. برای همین است كه شما گنبد را زیارت نكن آقاجان چشمتان به گنبد امام رضا علیه السلام میافتد میگویید السلام علیك یا علی بن موسی الرضا مگر امام رضا آن گنبد است خوب بله تا چشممان به گنبد میافتد ظهور آن مرتبه ولایت است در ظاهر، ولی امام رضا علیه السلام در گنبد نیست امام رضا علیه السلام كه آن در نیست امام رضا علیه السلام كه آن ضریح نیست امام رضا علیه السلام كه آن بدن نیست اصلا بدنی نیست رفتن زیارت امام رضا علیه السلام خوب بخاطر این است كه آن بدنی كه بواسطه تقدسی كه با آن روح پیدا كرده آدم میرود و از آن تجلیات بیشتر بهرهمند میشود ولی امام رضا علیه السلام كه بدن نیست امام رضا علیه السلام همه جا است امام رضا علیه السلام ملك و ملكوت عالم را گرفته این قضیه است این عارفا بحقّنا این خیلی مسئله است چه كسی واقعا عارف به حق است.
- ٢- سوره الطارق ٨٦ آيات ١٣ و ١٤
