اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد:صحبت راجع به حضرت علی اصغر علیه السلام ـ پس از مراجعت از کربلا ـ 1ـ مسائل عاشوراء منحصر بفرد است و ناخالصی نداشته است 2ـ مسئله حضرت علی اصغر مایز بین حق و باطل است 3ـ سر بقاء

نسخه عربی

جلسه ۶۹۰

8
  •  خلاصه با امام حسین علیه السلام نمی‌شود بازی كرد حالا هر كس به هر نحوی. چون كسانی كه این واقعه را دست كم بگیرند و یا مسخره و استهزاء كنند و یا كسانی كه از این واقعه بخواهند به نفع خودشان بخواهند استفاده كنند هر دو خلاصه نمی‌دانند دارند چه می‌كنند.

  •  یك دسته آن جا می‌آید تقریبا دو ساعت و نیم سه ساعت طول می‌كشد از بیرون كربلا هست تا به كربلا می‌رسد حدود ظهر می‌رسد خیلی زیاد جمعیت هستند خیلی، من خودم شنیدم از مرحوم آقای حداد كه ایشان فرموده بودند كه امام حسین علیه السلام به خصوص به این دسته نظر خاصی دارد رفقای ما رفتند دیدند و با آنها حركت كردند و عزاداری هم كردند سه ساعت طول می‌كشد تا بیایند و برسند و اینها هم در حال دویدن هستند! چند فرسخی كربلا است طویریج نام دارد این هم صحبت یكی از دوستان همراهمان بود. عجیب اگر آدم در آن فضا باشد معیت دارد یك چیز واقعی است، یكی از رفقا آن جا بود رفته بود محراب نافله امیرالمومنین در مسجد كوفه، قضیه جالب و خوش مزه ای تعریف كرد می‌گفت ایستاده بودم با آن حالت انكسار و رأفت و عطوفت كه چطور مثلا امیرالمومنین این جا نماز می‌خواند و این افراد آمدند زدند آخر چطور می‌شود؟! خیلی حالت انكسار پیدا كردم تا یك همچنین حالتی پیدا شد پایم لغزید و خوردم زمین و دستم خورد كنار و شروع كرد به خون آمدن و آن جا به من الهام شد یعنی هم او می‌گفت الهام شد كه این مال این است مال همین جهت است من به او گفتم در جنگ احد هم دندان پیغمبر شكست، در یمن هم اویس دندانش شكست، سنگی آمد و خورده بود حالا خیلی حسابها دقیق است خیلی عجیب! سر سوزنی تخلف ندارد.

  •  تلمیذ:

  •  استاد: بله بله

  •  تلمیذ:

  •  استاد: عرفا بودند

  •  مشخص هم هست البته این قضیه شامل خود ایشان و خلف ایشان نمی‌شود. مرحوم آقا در كتبشان دارند كه مثلا آقای قاضی در روز عاشورا می‌آمد ولی خودشان قمه نمی‌زدند ولی همراه با این دسته ها می‌رفتند و شركت می‌كردند و می‌رفتند و جوری خودشان را در معرض قرار می‌دادند كه اگر یك وقتی آن كس قمه زد چاقوی او به سر ایشان هم بخورد. ایشان در آن سالهای آخر حالشان این طوری بوده ولی خودشان نه، این مال همان شدت است دیگر، جمعیت بین كثرت و وحدت قبلا خوب نبودند قبلا در حال و هوای دیگری بودند. آدم نگاه می‌كند به اینها كه اختلاف در فهم، اختلاف جوهری است نه فقط به كمی‌و زیادی اصلا بحث بحث فهم كم و فهم زیاد و اطلاعات كم و اطلاعات زیاد نیست اصلا جوهره فهم تفاوت می‌كند ما در یك وادی هستیم همین ظاهر را ببنیم فلان ببنیم گنبد و بارگاه را ببینند اصلا آنها در یك قضیه وحدت و معیت و اتحاد عینی در آن مرتبه هستند. تفاوت جوهری، اصلًا تفاوت ماهوی است