
جلسه ۶۹۰
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد:صحبت راجع به حضرت علی اصغر علیه السلام ـ پس از مراجعت از کربلا ـ 1ـ مسائل عاشوراء منحصر بفرد است و ناخالصی نداشته است 2ـ مسئله حضرت علی اصغر مایز بین حق و باطل است 3ـ سر بقاء
جلسه ۶۹۰
7و این مسئله ای بود كه مرحوم آقا از اول نسبت به آن حساس بودند و تعبیرهایی كه آورده میشد در این قضیه كلمات و مقایسههایی كه میشد اینها همه مسائلی است كه اینها اثر تكوینی دارد! اگر ما عرضه نداریم نباید از امام حسین علیه السلام مایه بگذاریم آن مقداری كه عرضه داریم باید خود را نشان بدهیم و بنمایانیم و زائد بر آن خرج كردن از جای دیگر بدون اسم صاحب آن ...، انسان بیاید مال یك كسی را بردارد و خرجش كند مگر بدون اجازه میشود انسان بیاید خرج بكند خلاصه چوب دارد دیگر چوبی كه كیان ما را بر باد میدهد! نباید از امام حسین خرج كرد مقام و حریم عصمت جدا است و اینها باید همه ملاحظه بشود.
اصلا خیلی چیز عجیبی بود دسته جات میآمدند و میرفتند از شب ما نخوابیدیم شب تا صبح این دسته جات قمهزنی میآمدند و با طبل و فلان و شعارها و خودشان را برای صبح آماده میكردند ایرانیها آمدند نمیدانم این ایرانیهایی كه آن جا بودند اكثر آنها قمه زدند سر و كله و پا همه خونی خلاصه آنجا قمهزنی و این حرفها. اصلا حال و هوای عجیبی كه نمیتوانست نكند چنان فضا ... وقتی برمیگشتیم تقریبا چهار روز از روز عاشورا گذشته بود در همان مطار نجف نشسته بودیم مقابل من یك مسافر ترك بود سرش را برمیدارد دیدم هی خون میآید گفتم چهار روز است دارد از كلهات خون میآید گفت آره گفتم تو چطوری زدی كه بعد از چهار روز هنوز این طور است؟! گفت حاج آقا، امام حسین علیه السلام است دیگر، گفت امام حسین است! آن موقع اینها میآمدند و میزدند و بعد راحت میشدند بعد از این یك احساس شعف و راحتی كه هان حالا دلمان خنك شد حالا مثل این كه عقدهای در دل و ضمیرشان گیر كرده بود و دیگر باز میشد و خیلی حالت بشاشت برایشان پیدا بود و مشخص بود از چهرهشان كه حال و هوای دیگری دارد بعضی ها خیلی بدجور زده بودند چنان كه تمام سر و صورت را پر از خون كرده بود بعضیها دو تایی بود با دست راست و چپ، در نجف هم همین طور بود هر چند در كربلا بودیم ولی میدیدیم كه قبل از عاشورا دسته جات میآمدند میرفتند در نجف زنجیرزنی و اینها نیست فقط دسته جات قمه زنی میآیند و فقط خودشان را نشان میدهند در شبها حركت میكنند خودشان را نشان میدهند و چیز میكنند بله خیلی بساط عجیبی بود خیلی عجیب. بله این قدر شلوغ بود كه ما اصلا نتوانستیم مشرف شویم همین طور در بین جمعیت واقع شدیم، یكی دو ساعت همین طور ایستاده بودیم و حركت نمیتوانستیم بكنیم خیلی وقت بود كه خودم خیلی دلم میخواست عاشورا آن جا باشم. اربعین هم نرفته بودیم تا اینكه سه یا چهار سال پیش مشرف شدیم منتهی اربعین شلوغتر از عاشورا میشود برای عاشورا پیاده نمیآیند افراد كمیرا ما دیدیم پیاده بیایند ولی در اربعین اصلا كلّ مردم پیاده میآیند به زیارت اربعین خیلی اهتمام بیشتری دارند همه پیاده میآیند یك هفته تا ده روز گاهی شنیده شده افراد پیاده هستند. منتهی این شلوغی تا ظهر عاشورا بود و از ظهر به بعد دیگر مردم برگشتند و فردایش دیگر خلوت شده بود.
