
جلسه ۶۹۰
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد:صحبت راجع به حضرت علی اصغر علیه السلام ـ پس از مراجعت از کربلا ـ 1ـ مسائل عاشوراء منحصر بفرد است و ناخالصی نداشته است 2ـ مسئله حضرت علی اصغر مایز بین حق و باطل است 3ـ سر بقاء
جلسه ۶۹۰
2در جنگ صفین ناخالصی نبود؟ اگر ناخالصی نبود كار به آن جا كشیده نمیشد كار به حكمیت كشیده نمیشد و حكمیت در واقع شكست امیرالمومنین بود حالا به حسب ظاهر و بعد هم غلبه خدعه و نیرنگ و فریب اهل دنیا و بالمآل هم شهادت امیرالمومنین این بود.
ولی در جریان عاشورا یك سر سوزن ناخالصی وجود نداشت اصلا قضیه امام حسین علیه السلام خیلی عجیب است لذا در جریان عاشورا داریم لم یسبقهم سابق و لایلحقهم لاحق به خاطر این است قضیه كه یك سر سوزن ناخالصی نبود یعنی اینهایی كه در روز عاشورا با امام حسین علیه السلام بودند با تغییر و تحولات شرائط هر قسمیكه میشد همان بودند امام حسین پیروز میشد بودند امام حسین علیه السلام پیروز نمیشد بودند امام حسین علیه السلام كیفیتش به هر نحوی كه بود بودند! زخمها را خوردند دوباره زنده میشدند همین بودند سه باره این درد و ألم را میكشیدند همین بودند همهاش همین بودند تفاوتی نداشت. ادراكشان نسبت به موقعیت امام حسین علیه السلام عارفاً بحقّه بود البته خود اینها در مقام معرفت خوب تفاوت داشتند ولی در آن مرتبه از معرفتی كه بتواند دنیا را كنار بگذارد در این حد كه جان را كنار بگذارد زن و فرزند را كنار بگذارد و تعلقات را كنار بگذارد در این مرتبه از معرفت! تغییر و تحولات برآنها تأثیری نداشت هیچ ابدا دنیا با تمام ظواهرش با تمام مسائلش، ما حالا به مراتب معرفت بالا كار نداریم خوب البته بین حبیب بن مظاهر و حرّبن یزید فرق میكند در این شكی نیست. بین افرادی كه در آن جا بودند حضرت ابالفضل تفاوت است و علی اكبر تفاوت است اینها مسائلی است مخصوص به خود حضرت علی اكبری كه تالی تلو است و امام در عباراتش و در زیارتش وجود دارد تالی تلو امام خوب تفاوت دارد یعنی مسئله چیزی نیست ولی صحبت در مقام تسلیم كه این مقام تسلیم تا كجا حد میخورد حدّ نداشته این مقام تسلیم مقامیكه به امامش بگوید هر كاری میخواهی بكن این را میگویند مقام تسلیم! هر كاری به ارادهات تعلق گرفته، یك دفعه من را بكشی بكش، دو دفعه ده دفعه آتش بزن، زنم را بگیر بچهام را بگیر بده ببر! در این مرتبه مانند اصحاب روز عاشورا نیامده است و نخواهد آمد این آن چیزی است كه در كلام معصوم آمده است. ما با مرحوم آقا رضوان الله علیه نماز جماعت بودیم یك شخصی قبل از خطبههای نماز جمعه مشهد صحبت میكرد اتفاقا قبل از ایام عاشورا هم بود میگفت ای حسین اگر تو یك حبیب بن مظاهر دادی ما هزارها حبیب بن مظاهر دادیم و اگر تو یك علی اكبر دادی ما هزارها علی اكبر دادیم! همان جا شنیدم كه مرحوم آقا فرموند ... خدا دهنت را از خاك پر كند بلند هم گفتند دو سه نفر كنار من بودند شنیدند. تو اگر یك علی اكبر دادی ما هزارها علی اكبر دادیم! حضرت علی اكبر این بود حبیب بن مظاهر این بود حالا اینها حبیب بن مظاهر بودند! فقط شما به حبیب مظاهر به موی سفید و ریش سفیدش نگاه كردی. ما نگاه نكردیم این حبیب بن مظاهر كه بود و چه میكرد و چه میگفت و چه عوالمی را طی كرده بود؟ و كاری میتوانست بكند كه بر تمام عالم وجود تصرف كند و كرامتش عین اعجاز انبیاء بلكه بالاتر هم بود حتی همین حبیب بن مظاهر! آیا پیرمردهای ما هم این بودند بالاخره اینها هر كدامشان اجر دارند ما كه انكار اجر نمیكنیم برای افرادی كه رفتند جانفشانی كردند و گذشتند منتهی خب شكی نیست همه مأجورند ولی هر چیزی حساب دارد همان طوری كه در خود شما به هیچ وجه من الوجوه نخواهید خواست و نخواهید گذاشت كه كسی به حریم شما خود را نزدیك كند در حالی كه شما مثل بقیه هستید. چطور یك همچنین مسئلهای را نسبت به بزرگانی مثل حبیب بن مظاهر یا علی اكبر كه اصلا در تصور نمیگنجد مقام حضرت علی اكبر، میآیید و به بقیه نسبت میدهید و تشبیه میكنید و تمثیل میزنید و مقایسه میكنید؟! اینها همه ناشی از كج فهمیهای ما است كه نمیتوانیم به خاطر جهلمان مرز نگه داریم، حدود را نمیتوانیم نگه داریم و میآییم و نتیجه هم به آن جا میرسد كه دیگران را به مقام عصمت تشبیه میكنیم! دیگران و افراد عادی را
