
جلسه ۶۸۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة اول درس متفرقه ـ 21/12/14130
جلسه ۶۸۹
1اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
با اینكه ما نسبت به كارهای مرحوم آقا بیش از بقیه اطلاع داشتیم ولی بعد از فوتشان مواجه شدیم با یك سری مسائل عدیده كه شاید كسی نداند كه عجب ایشان زمان حیاتشان چه كارهایی انجام داده كه حتی خود ما اطلاع نداشتیم نه من نه اخویها نه هیچكس دیگر خبر نداشتند مسائلی كه بعد از فوتشان روشن شد كه فلان قضیه مثلًا به كجا ربط داشت.
صحبت این شد كه بعضی از آقایان میفرمایند حتما باید طلبه بیاید در منزلشان كارت و شناسنامه فتوكپی پدر و مادر همه را ارائه بدهید گفتم خدا گذشتگان را بیامرزد خدا رحمت كند مرحوم استادمان مرحوم آقای غروی آن موقع برای من تعریف میكرد كه در نجف جدشان بعد از سید یزدی مدتی مرجعیت داشته مرحوم حاج زین العابدین غروی كه به اعتقاد ایشان خدمت حضرت هم رسیده بوده! به طور مستمر میرسیده و یك قرائن و شواهدی هم در این تشرف ایشان نقل میكرد میگفت پدرم میگفت كه در نجف یك شخصی شروع میكرد پشت سر پدر ما حرف زدن یعنی جد ایشان میگفت كه چیه و معلوم نیست چه كار میكند به ما نمیرسد و از این حرفها هی این طرف و آن طرف میگفت، یك روز رفتیم یعنی پدر آقای غروی میگفت رفتیم پیش پدرمان گفتیم آقا این طرف و آن طرف خیلی حرف میزند و فلان و این چیزها، به من گفت این دفعه اگر دیدیش یواش به طوری كه كسی نفهمد دهانت را بگذار دم گوشش بگوحاجی فلان را میشناسی یا نه؟ همین میگفت ما یك روز او را در خیابان دیدیم گفتم بیا با تو كار دارم میگفت تا آمد خواست شروع كند قبل از آن كه كتابش را بازكند گفتم پدرم گفت كه حاجی فلانی را میشناسی تا این را گفتم یكدفعه سرش را انداخت پایین همین طوری حالا این حاجی فلان كی بود از طرف ایشان هر ماه میآمد به این یك مبلغی میداد و هیچ كس خبر از این قضیه نداشته حتی ما هم خبر نداشتیم پدر آقای غروی میگفت كه ما خبر نداشتیم و این نمیدانست این حاجی خیال كرد این را از خودش دارد میدهد و فحش میداد و از این جور چیزها!
