
ماهیت انتزاع جنس و فصل در فلسفه
بررسی دیدگاه مرحوم آخوند درباره جوهریت ماده و صورت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله انتزاع جنس و فصل در فلسفه میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره عدم دخالت جوهریت ماده و صورت در این انتزاع آغاز میشود. استاد با استفاده از مثالهای عرفی و ملموس، تفاوت میان نگاه به ماده بهعنوان امری سیال و اشتراکی با نگاه به صورت بهعنوان هویت ثابت و شخصیِ شیء را تشریح میکنند. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که اگر نفس در ذات خود جوهر است، چگونه هنگام تعلق به بدن، ماهیت آن در مقام عروض تغییر میکند. این جلسه با واکاوی دقیقِ نسبت میان جوهریت، عرضیت و جایگاه هر یک در ترکیب اتحادی ماده و صورت، به دنبال حل این چالش فلسفی است که آیا میتوان جنس و فصل را بدون در نظر گرفتن جوهریتِ اجزاء انتزاع کرد یا خیر.
ماهیت انتزاع جنس و فصل در فلسفه
7پس این امر مبهم است و یک امر مستقلى نیست که یک امر اختصاصى و مبهم باشد. این دو کیلو در این هست در آن هست در همۀ اینها هست و همینطور تا این به سنین بالا برسد. اینجاست که اگر ما بخواهیم یک جامعى بین مصادیق پیدا بکنیم، نمىتوانیم آن جامع را صورت شخصیۀ فرد بهعنوان جامعیت بین همه قرار بدهیم. آن را که بهعنوان جامعیت مىتوانیم تصور بکنیم باید قابلیت و استعداد داشته باشد، این قدرت را داشته باشد که بتواند با همه بنشیند و با همه برخیزد و با همه نشستوبرخاست کند و آن عبارت از چیست؟ همان خصوصیاتى است که لحم و استخوان و عظم است، بشره و شعر و این چیزهاست که با همۀ آنها هست اما دیگر صورتى که بر این مترتب است نه دیگر، آن دیگر خطر قرمز است و آنجا را دیگر نمىتوانیم به دیگری سرایت بدهیم، صورت او را نمیتوانیم به دیگرى سرایت بدهیم. این مىشود: جنس! بله، از این نقطهنظر که این صورت یک جهات مشترکى را ابراز مىکند که بین این و آنها اشتراک وجود دارد، یک کلى دیگر از این صورت گرفته مىشود بدون اینکه این صورت نسبت به شخص دیگر بتواند قابل تسرى باشد و آن عبارت از فصلیت است.
برگشت مسئلۀ فصلیت به استقلال ماهوى و هوهوى خود شیءِ خارج
پس مسئلۀ فصلیت به استقلال ماهوى و هوهوى خود شیءِ خارج برمىگردد و مسئلۀ جنسیت به عدم استقلال مابإزاء خارجى او برمىگردد و یک امر مستقلى نیست؛ یک روز هست و یک روز نیست. فرض کنید یک روز زید پنج کیلو است و یک روز پنج کیلو را ازدست مىدهد پنجاه کیلو مىشود. یک روز هست و یک روز نیست، مبهم است و این همراه با آن صورت هویت پیدا مىکند و بدون آن صورت اصلاً معنا ندارد باشد. هویتش هویتى است که در صورت هست و فانى در آن صورت است. لحم بدون اینکه صورت به آن تعلق بگیرد ما اصلاً در دنیا نداریم درحالىکه ممکن است همین صورت نفسیت انسان باشد و تعلق به قالب انسانى بگیرد.
