
ماهیت انتزاع جنس و فصل در فلسفه
بررسی دیدگاه مرحوم آخوند درباره جوهریت ماده و صورت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله انتزاع جنس و فصل در فلسفه میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره عدم دخالت جوهریت ماده و صورت در این انتزاع آغاز میشود. استاد با استفاده از مثالهای عرفی و ملموس، تفاوت میان نگاه به ماده بهعنوان امری سیال و اشتراکی با نگاه به صورت بهعنوان هویت ثابت و شخصیِ شیء را تشریح میکنند. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که اگر نفس در ذات خود جوهر است، چگونه هنگام تعلق به بدن، ماهیت آن در مقام عروض تغییر میکند. این جلسه با واکاوی دقیقِ نسبت میان جوهریت، عرضیت و جایگاه هر یک در ترکیب اتحادی ماده و صورت، به دنبال حل این چالش فلسفی است که آیا میتوان جنس و فصل را بدون در نظر گرفتن جوهریتِ اجزاء انتزاع کرد یا خیر.
ماهیت انتزاع جنس و فصل در فلسفه
6علیٰکلّحال این وضعیت باید اینطور باشد. حالا ما اینطور هستیم؟! مثلاً داریم که در آنجا بدنى که انسان دارد سایه ندارد. خب اگر بدن در آنجا همین چیز باشد چطور سایه ندارد؟! مگر مىشود که نور به یک جسم مادى بخورد و سایه نیندازد؟! این نمىشود. پس باید یک حیثیتى باشد و بدن در آنجا باید یک بدن دیگرى باشد، نورى که در آنجا نور است بتواند عبور کند و از ماده رد بشود و دیگر سایه و ظلى در آنجا تشکیل نشود. علیٰکلّحال إنشاءالله برویم تماشا کنیم. بیخود اینقدر اینجا زور نزنیم تا بخواهیم ببینیم که چه خبر است! این مسئله قلیل الجدوى است. مهم همان مسئلۀ استقلال صورى است که آن حیثیت صورت است که شخصیت شخص و آن هویت شخص و آن إنیّت شخص را تشکیل مىدهد حالا در هر قالبى و شکلى و در هر بدنى مىخواهد باشد [فرق ندارد].
این مسئله را اگر درنظر بگیریم آنوقت به کلام مرحوم آخوند مىرسیم که در پاسخ اشکال بنابر فلسفۀ مشاء این پاسخ داده مىشود که ماده یک امر مبهمى است؛ یک امر مبهم و قابل براى تسرى به همه است. آن دو کیلو بودن یک طفل در همه ممکن است وجود داشته باشد. در یک بیمارستانى که پانزدهتا بچه بهدنیا مىآیند ممکن است بین دو کیلو و دو کیلو و نیم و سه کیلو و سه کیلو و نیم باشند و هیچ توجهى نیست به اینکه حالا این سه کیلو یا دو کیلو است بلکه میگویند: اسمش چیست، پسر کیست، شکلش چطور است، مادر یا پدر دنبال این میگردد که این شکلش چطورى است، پسر است یا دختر است، خصوصیات روحیاش چطور است و... اما اینکه چند کیلو است را در آخر سؤال مىکند، مىگویند: سه کیلو بود، میگوید: پس خوب بوده است یا فرض کنید که دو کیلو بوده است. یکى وقتی بهدنیا آمده بود یک کیلو و سیصد گرم بود همه گفتند: این چطور زنده مىماند؟! الآن براى خودش 130 کیلو است. خلاصه اینها دنبال این وزن نمىگردند که این وزن در ذهن و در نظرشان باشد. نه، انسان فقط دنبال شخصیت این بچه مىگردد.
