
ماهیت انتزاع جنس و فصل در فلسفه
بررسی دیدگاه مرحوم آخوند درباره جوهریت ماده و صورت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله انتزاع جنس و فصل در فلسفه میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره عدم دخالت جوهریت ماده و صورت در این انتزاع آغاز میشود. استاد با استفاده از مثالهای عرفی و ملموس، تفاوت میان نگاه به ماده بهعنوان امری سیال و اشتراکی با نگاه به صورت بهعنوان هویت ثابت و شخصیِ شیء را تشریح میکنند. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که اگر نفس در ذات خود جوهر است، چگونه هنگام تعلق به بدن، ماهیت آن در مقام عروض تغییر میکند. این جلسه با واکاوی دقیقِ نسبت میان جوهریت، عرضیت و جایگاه هر یک در ترکیب اتحادی ماده و صورت، به دنبال حل این چالش فلسفی است که آیا میتوان جنس و فصل را بدون در نظر گرفتن جوهریتِ اجزاء انتزاع کرد یا خیر.
ماهیت انتزاع جنس و فصل در فلسفه
5آن موقعى که زمان مشروطه و این حرفها بود، در کتاب خاطرات مکی مىخواندم. آنجا دیدم که در این [سفارت] انگلیس ـ هر چه بر سر اسلام آمده از این انگلیس آمده این انگلیس! ـ دارند دستشویى مىسازند! مگر چقدر در این سفارت آدم هست؟! پنجاهتا دستشویی برای چیست؟! گفتند: این عمله بیایند و بسازند! یکى گفت: صبر کن حالا کمکم صدایش درمىآید، وقتى دیدی اینجا صف کشیدند [میفهمی]! آنوقت جریان مشروطه شد، از قبل هم خبر داشتند و برنامهریزیها شده بود و جریان مشروطه شد و مردم آنجا پناه آورند و مىآمدند و مىرفتند و بساطى بود! این دیگها را گذاشته بودند و مفصل میخوردند. گفت: این دیگها را مىبینى؟ این دستشویى را هم مىخواهد! این دیگهایى که دارى مىبینى در سفارت چیدیم باید آنطرفش این دستشویی باشد! نمىشود که اینجا بخورند و بیرون بروند، آنها را مىگیرند. باید همینجا مشکل حل شود.
حالا اگر در روز قیامت قرار بود ما همین ماده را داشتیم [آنوقت مثل همین دنیا میشد] البته مرحوم آقا در جلد ششم معاد شناسى که مسئلۀ شبهۀ آکل و مأکول و کیفیت آن را ذکر کردند در آنجا هم شاید خلاصه مسائلى باشد و نظر صدرالمتألهین را آنجا با یک تغییر و تحولاتى ذکر کردند.1
خلاصه عرض بنده این است که اگر قرار باشد بدن همین بدن باشد یا باید قضیه مثل قضیۀ حضرت موسی باشد که در آنجا در آن چهل روزى که در کوه طور بود، در روایات داریم: «لم یَنَم و لم یأکُل و لم یَشرَب طَرفةَ عینٍ» یا «لحظة واحدة»2 اگر آنطور باشد خب هیچ چیزى نیست ولى اگر همین بدن باشد و به همین کیفیت باشد و همین جهاز هاضمه باشد، این جهاز هاضمه اقتضاء دیگرى دارد؛ این جهاز هاضمه یک دخل و خرجى دارد.
بله، ممکن است انسان به همین کیفیت باشد ولى کیفیت جهاز هاضمۀ او تفاوت کند و دیگر این نحوۀ تبدل این ماده به مادۀ دیگر به تغییر و تبدّل دیگرى برگردد که آن جنبۀ مجردیت در اینجا بیاید و آن حکومت و غلبۀ تجردى که بر اطعمه و اشربۀ آن عالم اخروى هست، آن جرمیت را از این ماده بگیرد و تبدیل به یک حقیقت روحیه و نوریه کند، آن مسئله ممکن است و براى بعضى از افراد هم در اینجا اتفاق مىافتد که بهواسطۀ غلبۀ نفس در آن حیثیت نوریه و روحیه، خصوصیات عمل و فعل و انفعال این جهاز هاضمه متبدل به خصوصیات روحى مىشود و دیگر مسئلۀ کون و فساد نیز در اینجا راه ندارد چنان که از بعضىها این مسئله هم نقل شده است!
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسی، ج 6، ص 82.
- . مصباح الشریعه، ص 196؛ شرح فقراتی از دعای أبوحمزه ثمالی، ج 1، ص 225.
