
جلسه ۶۸۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة اول درس متفرقه ـ 21/12/14130
جلسه ۶۸۹
9پس بنابراین شما میبینید كه این به همین كیفیت هست و این میرود سراغ یكی دیگر و همین كه صورت لحمیت است خود همین یك صورت است برای این كه آن را از بقیه جدا كرده و هلمّ جرّا. خوب این طبق قضیه، مسئله حل میشود به این كه جنس باید از ماده اتخاذ بشود مرحوم آخوند در این جا میخواهند این را بفرمایند اصلا كِی گفته كه این نفس دارای جوهر است تا این كه شما بخواهید جنسیت را از جوهر اخذ كنید. تا به حال صحبت در این بود هم ماده جوهرمن الجواهر و هم صورت جوهر من الجواهر و چون جوهر است به آن اشكال وارد میشود پس چرا جنس را از ماده میگیرید بروید از صورت بگیرید اگر جوهر است آن جا اشكال وارد میشود مرحوم آخوند میگویند:
اصلا جوهریت نفس میخواهند به طور كلی زیر سوال ببرند كِی گفته كه اصلا نفس جوهر است نفس جوهردر حیثیت استقلالی خودش، نه در حیثیت اضافی خودش به ماده، در آن حیثیت اضافی خودش به ماده دیگر در آن جا جوهر نیست در آن جا دیگر عرضٌ لازمٌ برای چی؟ برای ماده خود. همین به اصطلاح ماده برای خودش یك عرض عام است كه عارض میشود بر این نفس، بر صورت عارض میشود صورت هم عرض خاص است كه عارض میشود بر او. دو عرض هستند كه لازم و ملزوم یكدیگر هستند منتهی از آنجایی كه لازم باید اعم از ملزوم باشد منتهی آن عرض لازم میگیرند برای آن صورت، صورت عِرض خاص میشود بالنسبه به ماده. پس بنابراین وقتی این طور شد جنبهعرضیت كه دیگر از جنس اتخاذ نمیشود آنها برای خودشان حالا هر چه هستند باشند در حیثیت عروض فقط نفس العروض در اینجا شرط است دیگر شما نباید در این جا بیایید و بگویید كه ما جنس را از آن صورت میگیریم جنس این صورت هر ماهیتی كه میخواهد برای خودش داشته باشد الان در این جا یك حیثیت بیشتر ندارد و آن حیثیت عروضش بر ماده است كه باعث شده این ما ده در این جا قوام پیدا بكند فقط همین بیش از این نیست، عارض شده در این جا بر ماده حالا این نفس در ذات خودش و در صقع حالش چه هست بله آن جا قبول داریم كه این جوهرٌ قبول داریم كه این نفس هبطت الیك من المحل الارض ـ ورقاء ذات تعزز و تمنع مقلی عارف، محجوبه عن كل و هی التی سفرت و لم تتبرقع این از آن بالا كه دارد میآید هیچ وقت عرض، استقلال ذاتی ندارد برای این كه بخواهد این موجب تصرفی بشود موجب قوام و موجب وجوب فی نفسه برای خودش باشد آن چه كه وجود فی نفسه و لنفسه است آن عبارت است هر چیزی كه جنبه جوهریت داشته باشد وقتی كه جوهریت داشت میتواند قبول عرض كند وبر او عرضی عارض بشود.
