
جلسه ۶۸۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة اول درس متفرقه ـ 21/12/14130
جلسه ۶۸۹
5پس آن چه كه جنبه سِعِی دارد نسبت به سنین مختلف و در همه سنین این خودش را نشان میدهد بدون این كه خودش را مطرح كند آن عبارت است از ماده بودن، در قضیه و در حكم خودش را مطرح نمیكند اگر قاضی بخواهد حكمیكند بر علیه شخصی وزن او را نمیبرد در باسكول بكشد كه حالا بیا بنشین ببینم چكار كردی اول وزن بردارد بعد بگوید كه چكار كردی یا موقعی كه این جنایت را انجام میدادی وزنت چقدر بود الان كه پیش من نشستی ترسیدی ٢٠ كیلو آب شدی باید بگذاری ٢٠ كیلو اضافه شوی تا بتوانم درست قضاوت كنم تمام این مسائل همه كنار است چرا چون ماده مطرح نیست فقط ماده در این جا به عنوان یك امر سیال و قابل اشتراك در همه موارد این ماده یك حضور دارد بدون این كه انسان ذهنش متوجه او باشد و بدون این كه بخواهد در نظر بیاورد آن چه را كه در نظر میآورد در حكومتها و قضاوتها و ارتباطات خودش و در آن چه را كه باید نسبت به او انجام بدهد آن عبارت است از شخصیت او شخصیت او چیست؟ همان نفسیت او و نفسیت او همان صورت او است پس بنابراین آن چیزی كه قابل اشاره است و قابل توجه استقلالی است و قابل برای به حساب آوردن و به میزان آوردن است صورت شیء است، كه این صورت شیء در همه سنین طفولیت و شباب و شیخوخیت یكی است در این دنیا یكی است در مثال و برزخ یكی است و در قیامت هم یكی است، آن صورت شیء است كه باقی میماند. این همه فلسفه و حكما داد میزدند و درد داشتند از این كه مسئله در قیامت مسئله صورت است نه ماده نه این كه اینها میگفتند مادهای وجود ندارد میگفتند كه به وجود ماده و به عدم ماده ما كاری نداریم نه این كه نیست اینی كه فرض كنید كه بزرگان میفرمودند كه قیامت قیامت صوری است نه قیامت مادی و بهشت صوری است نه بهشت كه مادی عقاب و امثال ذلك عقاب صوری است نه عقاب مادی، همه برای این است كه ماده یك امری است كه اصلا به حساب نمیآید در میزان، او شعور ندارد او از خود اختیار ندارد او از خود وجودی ندارد اگر وجودی داشته باشد آن وجود را صورت به او میدهد این مسئله است! نه این كه ماده نیست ماده هم در روز قیامت داریم فرض كنید كه بهشت و قیامت هم فقط قیامت صوری هم نیست قیامت مادی هم هست منتهی نه هر مادهای ما ده متناسب با خودش، ماده ای كه با این مواد فرق میكند ماده ای كه توالد و تناسل ندارد مادهای كه كون و فساد ندارد مادهای كه فرض كنید كه از نقطه نظر جهاز هاضمه در یك وضعیت دیگری قرار دارد به این كیفیتی كه در این دنیا هست در آن جا نیست اگر قرار باشد در آن جا ما همین روده و شكم را داشته باشیم همین معده و لوزالمعده و كبد و اینها را داشته باشیم و میوهها هم همان میوه ها باشد و اطعمه هم همان باشد از یك طرف میآید و از یك طرف میرود پس آن جا خدا باید به اندازه دور بهشت دستشویی بسازد با آن بخور بخوری كه آن جا ما راه میاندازیم ما تشتهی ما تلذ الاعین یك طرفمان باید دستشویی باشد یك طرفمان هم باید دیگ آشپرخانه باشد!
